آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ شهریور ۱۴۰۴

      Smite

      smaɪt smaɪt

      معنی smite | جمله با smite

      verb - intransitive adverb

      زدن، شکست دادن، خرد کردن، شکستن، کشتن، ذلیل کردن، کوبیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Rustam smote his enemy dead.

      رستم با یک ضربه‌ی جانانه دشمن را کشت.

      Blacksmiths were smiting the anvil.

      آهنگران بر سندان می‌کوبیدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The herd was smitten by foot-and-mouth disease.

      بیماری تب برفکی گله را سخت دچار کرد.

      He was smitten with dread.

      وحشت‌زده شد.

      She was smitten by conscience.

      وجدان او را عذاب می‌داد.

      All were smitten by her beauty.

      همه تحت‌تأثیر زیبایی او قرار گرفتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد smite

      1. verb to deliver a powerful blow to suddenly and sharply
        Synonyms:
        hit strike attack slap smack clip knock defeat paste belt slug bash wallop whack sock slam swat pop clout smash blast wham thwack biff dash bop conk visit afflict slog buffet chasten chastise clobber whop destroy
      1. verb to bring great harm or suffering to
        Synonyms:
        afflict plague torment torture beat scourge strike curse agonize anguish rack belabor excruciate

      سوال‌های رایج smite

      معنی smite به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «smite» در زبان فارسی به «ضربه زدن»، «کوبیدن» یا «ضربه‌ی شدید وارد کردن» ترجمه می‌شود.

      این واژه معمولاً به معنای وارد کردن ضربه‌ای ناگهانی و قدرتمند است و در متون ادبی، تاریخی یا مذهبی به‌طور گسترده به کار می‌رود. «Smite» علاوه بر معنای فیزیکی ضربه، گاهی بار معنایی نمادین دارد و به مجازات یا آسیب شدید اشاره می‌کند.

      در ادبیات و متون کلاسیک، «smite» برای توصیف قهرمانان، جنگ‌ها و اتفاقات قوی و تأثیرگذار استفاده می‌شود. برای مثال، نویسندگان برای ایجاد حس دراماتیک و هیجان در داستان‌ها از این واژه بهره می‌برند تا ضربه‌ای ناگهانی و مهم را به تصویر بکشند. این کاربرد باعث شده که «smite» علاوه بر معنی لغوی، بار احساسی و نمادین نیز پیدا کند.

      از منظر مذهبی و تاریخی، «smite» در متون دینی به معنای مجازات یا ضربه‌ی الهی به گناهکاران نیز آمده است. در این کاربرد، واژه با قدرت و قاطعیت همراه است و تأکید بر اثرگذاری شدید و غیرقابل اجتناب دارد. این موضوع نشان می‌دهد که smite نه تنها یک فعل فیزیکی، بلکه یک مفهوم نمادین و اخلاقی نیز می‌تواند باشد.

      در زندگی روزمره و گفتار عامیانه، استفاده از «smite» کمتر رایج است، اما در زبان شاعرانه، بازی‌های ویدیویی، فیلم‌ها و داستان‌های فانتزی به وفور دیده می‌شود. در این موارد، smite نشان‌دهنده‌ی ضربه‌ای قوی، توانمند و گاه جادویی است که تأثیر فوری بر هدف دارد و حس قدرت و هیجان را منتقل می‌کند.

      «smite» واژه‌ای چندبعدی است که هم معنای فیزیکی ضربه‌ی شدید و ناگهانی دارد و هم بار نمادین، تاریخی و مذهبی. این واژه در ادبیات، داستان‌های فانتزی، بازی‌ها و متون کلاسیک کاربرد فراوان دارد و نشان‌دهنده‌ی قدرت، تأثیر و شدت عمل است.

      ارجاع به لغت smite

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «smite» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/smite

      لغات نزدیک smite

      • - smirk
      • - smirky
      • - smite
      • - smiter
      • - smith
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.