آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Pop

      pɑːp pɒp

      گذشته‌ی ساده:

      popped

      شکل سوم:

      popped

      سوم‌شخص مفرد:

      pops

      وجه وصفی حال:

      popping

      شکل جمع:

      pops

      معنی pop | جمله با pop

      verb - transitive verb - intransitive A2

      پراندن، پریدن، زدن، ضربه ناگهانی زدن، بی‌مقدمه آوردن، بی‌مقدمه فشار آوردن، حمله کردن، ترکاندن، با صدا ترکیدن، به‌سرعت عملی انجام دادن

      to pop one's head into the window

      سر خود را ناگهان از پنجره تو کردن

      As soon as I opened the hatch a mouse popped out.

      تا دریچه را باز کردم یک موش بیرون پرید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He often pops in for tea.

      او غالباً برای صرف چای سری به ما می‌زند.

      She popped out to buy a newspaper.

      پرید رفت روزنامه بخرد.

      The children were popping raisins into their mouths.

      بچه‌ها کشمش در دهان خود می‌انداختند.

      She kept popping aspirin pills.

      پیوسته قرص آسپرین بالا می‌انداخت.

      Her eyes popped with amazement.

      از شدت تعجب چشمانش بیرون زد.

      The reporters kept popping questions.

      خبرنگاران مرتب سؤال می‌کردند.

      The cork popped out of the bottle.

      چوب‌پنبه با صدای پاپ از بطری بیرون پرید.

      to pop into the room

      ناگهان وارد اتاق شدن

      She popped the cake into the oven.

      با سرعت کیک را در فر گذاشت.

      He popped me on the head with his walking stick.

      با عصا دنگی زد تو سرم.

      She popped her revolver twice.

      دو بار هفت‌تیر خود را آتش کرد.

      Suddenly they started popping at us.

      ناگهان به ما تیراندازی کردند.

      He went into the woods with his rifle hoping to pop a rabbit or two.

      به امید زدن یکی دو خرگوش با تفنگش به بیشه رفت.

      Ramin squeezed the balloon until it popped.

      رامین بادکنک را آن‌قدر فشار داد تا ترکید.

      noun countable

      انفجار، ترکیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      noun countable

      پدر، بابا

      Sit here, pop!

      بابا جان، اینجا بنشین!

      noun countable

      مشروب گازدار

      They gave us free pops and hamburgers.

      به ما نوشیدنی و همبرگر رایگان دادند.

      adjective

      پاپ، مردم‌پسند، عامه‌پسند، عامیانه

      pop art forms

      فرم‌های هنری مردم‌پسند

      a pop artist

      هنرمند پاپ

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      pop tunes

      ترانه‌های مردم‌پسند

      pop culture

      فرهنگ عوام

      adverb

      ناگهان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pop

      1. noun bang
        Synonyms:
        explosion burst report crack snap whack strike thrust jump leap
      1. verb jump, burst
        Synonyms:
        go hit strike rise leap explode dart bang crack snap burst go off appear put push shove thrust stick protrude insert sock whack report

      Phrasal verbs

      pop across (or down or out)

      غفلتاً آمدن یا رفتن

      pop away (or off) at something

      به چیزی تیراندازی کردن، (به چیزی) تق‌تق تیر زدن

      pop in

      سر زدن (به کسی یا جایی به‌طور کوتاه)

      pop off

      مردن، غزل خداحافظی را خواندن (به‌طور ناگهانی)

      فلنگ را بستن، جیم شدن (به‌طور ناگهانی)

      با عصبانیت حرف زدن (و نسنجیده)

      کشتن، به قتل رساندن، خلاص کردن

      ترکوندن، درخشیدن، عالی ظاهر شدن، غوغا کردن

      pop out

      ناگهان درآمدن، بیرون پریدن

      Idioms

      pop the question

      (عامیانه) پیشنهاد ازدواج کردن، خواستگاری کردن

      سوال‌های رایج pop

      گذشته‌ی ساده pop چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pop در زبان انگلیسی popped است.

      شکل سوم pop چی میشه؟

      شکل سوم pop در زبان انگلیسی popped است.

      شکل جمع pop چی میشه؟

      شکل جمع pop در زبان انگلیسی pops است.

      وجه وصفی حال pop چی میشه؟

      وجه وصفی حال pop در زبان انگلیسی popping است.

      سوم‌شخص مفرد pop چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pop در زبان انگلیسی pops است.

      ارجاع به لغت pop

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pop» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pop

      لغات نزدیک pop

      • - poorly
      • - poove
      • - pop
      • - pop across (or down or out)
      • - pop away (or off) at something
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.