آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آبان ۱۴۰۴

    Pop Off

    ˈpɑp ɔf ˈpɒp ɒf

    معنی pop off | جمله با pop off

    phrasal verb verb - intransitive informal

    انگلیسی بریتانیایی مردن، غزل خداحافظی را خواندن (به‌طور ناگهانی)

    I couldn't believe it when I heard that he popped off last night.

    باورم نشد وقتی شنیدم دیشب مرد.

    The old man lived a long life, but he finally popped off in his sleep.

    پیرمرد عمر طولانی داشت اما بالاخره در خواب غزل خداحافظی را خواند.

    phrasal verb verb - intransitive

    انگلیسی بریتانیایی فلنگ را بستن، جیم شدن (به‌طور ناگهانی)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    The party was getting boring, so I decided to pop off.

    مهمونی داشت کسل‌کننده می‌شد، تصمیم گرفتم فلنگ رو ببندم.

    As soon as the meeting finished, the boss popped off without saying a word to anyone.

    به محض اینکه جلسه تموم شد، رئیس بدون اینکه حرفی به کسی بزنه، جیم شد.

    phrasal verb verb - intransitive

    انگلیسی آمریکایی با عصبانیت حرف زدن (و نسنجیده)

    My boss tends to pop off at me whenever I make a mistake.

    رئیس من تمایل دارد هر زمان که من اشتباه می‌کنم، با عصبانیت با من حرف بزند.

    The angry customer began to pop off at the cashier.

    مشتری عصبانی با عصبانیت با صندوقدار حرف شد.

    phrasal verb informal

    کشتن، به قتل رساندن، خلاص کردن

    He popped off two guards and escaped from the building.

    دو نگهبان را کشت و از ساختمان فرار کرد.

    The hitman was hired to pop off the target quietly.

    آدم‌کش رو استخدام کرده بودن تا هدف رو بی‌سروصدا خلاص کنه.

    phrasal verb informal

    ترکوندن، درخشیدن، عالی ظاهر شدن، غوغا کردن

    Your new haircut is perfect, you popped off!

    مدل موی جدیدت عالیه، واقعاً ترکوندی!

    You popped off on stage last night — the crowd loved you.

    دیشب روی صحنه غوغا کردی؛ جمعیت عاشقت شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    ارجاع به لغت pop off

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «pop off» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pop-off

    لغات نزدیک pop off

    • - pop in
    • - pop music
    • - pop off
    • - pop out
    • - pop the question
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.