آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مهر ۱۴۰۴

      Appear

      əˈpɪr əˈpɪə

      گذشته‌ی ساده:

      appeared

      شکل سوم:

      appeared

      سوم‌شخص مفرد:

      appears

      وجه وصفی حال:

      appearing

      معنی appear | جمله با appear

      verb - intransitive B1

      ظاهر شدن، پدیدار شدن، نمایان شدن، پیدا شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Signs of anger appeared on her face.

      آثار خشم بر چهره‌ی او ظاهر شد.

      This is the first time he has appeared in class.

      این اولین باری است که در کلاس پیدایش شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Freckles appeared on her face every summer.

      هر تابستان صورتش کک مکی می‌شد.

      Isfahan's tower appeared from a distance.

      منار اصفهان از دور نمایان شد.

      verb - intransitive

      حقوق حاضر شدن، حضور یافتن (در دادگاه)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      He appeared in court twice.

      او دوبار در دادگاه حاضر شد.

      If you fail to appear in court, you could be fined.

      اگر در دادگاه حاضر نشوید، ممکن است جریمه شوید.

      verb - intransitive B1

      به نظر رسیدن، به نظر آمدن

      It appears that she was right.

      به نظر می‌رسد که حق با او بود.

      He appears to be in good health.

      ظاهراً از سلامت کاملی برخوردار است.

      verb - intransitive B1

      سینما و تئاتر ایفای نقش کردن، ظاهر شدن، بازی کردن، حضور داشتن (در فیلم و سریال)

      She appeared as Lady Macbeth.

      او نقش بانو مکبث را بازی کرد.

      He has appeared in several popular TV shows.

      او در چند برنامه‌ی تلویزیونی پرطرفدار بازی کرده است.

      verb - intransitive B1

      پدید آمدن، به‌وجود آمدن، عرضه شدن، منتشر شدن، وارد بازار شدن

      A few online platforms appeared during the pandemic.

      در دوران همه‌گیری، چند پلتفرم آنلاین به‌وجود آمد.

      Several articles about the topic have recently appeared in major journals.

      اخیراً چند مقاله درباره‌ی این موضوع در نشریات معتبر منتشر شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This magazine appears monthly.

      این مجله هر ماه در می‌آید.

      verb - intransitive

      رسیدن، حاضر شدن، سروکله‌ پیدا شدن

      She appeared at the meeting just as it was ending.

      او درست در پایان جلسه از راه رسید.

      We were about to leave when he suddenly appeared.

      داشتیم می‌رفتیم که ناگهان سروکله‌اش پیدا شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد appear

      1. verb come into sight
        Synonyms:
        show up arrive come emerge turn up arise develop occur materialize surface issue attend present rise spring loom recur bob up crop up roll in show be present pop up come out blow in drop in pop in check in punch in ring in come into view come forth be within view make the scene punch the clock time in break through turn out expose breeze in clock in
        Antonyms:
        disappear hide
      1. verb seem
        Synonyms:
        seem look like look as if resemble sound strike one as have the appearance occur
        Antonyms:
        be real
      1. verb be obvious, clear
        Synonyms:
        be plain be apparent be evident be obvious be manifest be patent
      1. verb be published; perform
        Synonyms:
        perform play enter come out come on oblige play a part take part present oneself become available make an appearance come into existence come into being come on stage be created be developed be invented

      Collocations

      appear in court

      در دادگاه حاضر شدن

      Idioms

      to appear out of thin air

      غفلتاً و به‌طور اسرارآمیزی ظاهر شدن

      لغات هم‌خانواده appear

      noun
      appearance, reappearance
      verb - intransitive
      appear, reappear

      سوال‌های رایج appear

      گذشته‌ی ساده appear چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده appear در زبان انگلیسی appeared است.

      شکل سوم appear چی میشه؟

      شکل سوم appear در زبان انگلیسی appeared است.

      وجه وصفی حال appear چی میشه؟

      وجه وصفی حال appear در زبان انگلیسی appearing است.

      سوم‌شخص مفرد appear چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد appear در زبان انگلیسی appears است.

      ارجاع به لغت appear

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «appear» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/appear

      لغات نزدیک appear

      • - appealer
      • - appealing
      • - appear
      • - appear in court
      • - appearance
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.