Materialize

məˈtɪriəlaɪz məˈtɪəriəlaɪz
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی materialise است.

معنی و نمونه‌جمله

verb - intransitive
مادی کردن، صورت خارجی به خود گرفتن، جامه عمل به خود پوشیدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- My plans did not materialize.
- نقشه‌های من تحقق نیافت.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد materialize

  1. verb come into being
    Synonyms:
    happen occur emerge appear develop evolve realize become unfold manifest embody symbolize actualize coalesce personify metamorphose materialize corporealize externalize exteriorize hypostatize objectify substantiate reify entify personize pragmatize typify visualize become real take place come about take form turn up come to pass make real be realized substantialize become concrete be incarnate become visual

لغات هم‌خانواده materialize

  • verb - intransitive
    materialize

ارجاع به لغت materialize

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «materialize» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/materialize

لغات نزدیک materialize

پیشنهاد بهبود معانی