آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ دی ۱۴۰۲

      Evolve

      ɪˈvɑːlv ɪˈvɒlv

      گذشته‌ی ساده:

      evolved

      شکل سوم:

      evolved

      سوم‌شخص مفرد:

      evolves

      وجه وصفی حال:

      evolving

      معنی evolve | جمله با evolve

      verb - intransitive verb - transitive C1

      تحول یافتن، پرورش یافتن، شکل گرفتن، رشد یافتن، پروراندن، تحول دادن، شکل دادن، توسعه دادن، رشد دادن، بسط دادن (به‌تدریج) (طرح و فکر و غیره)

      It took him many months to evolve his design for a flying machine.

      ماه‌ها طول کشید تا طرح ماشین پرنده‌ی خود را تکمیل کرد.

      He lay awake trying to evolve a plan.

      او در بستر بیدار ماند و کوشید نقشه‌ای را در سر بپروراند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The bow and arrow evolved into firearms.

      تیر و کمان به سلاح‌های آتشین تحول یافت.

      verb - intransitive

      زیست‌شناسی تکامل یافتن، تحول پیدا کردن، فرگشتن، فرگشت یافتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The virus has evolved to become resistant to the antibiotics commonly used to treat it.

      این ویروس تکامل یافته است تا در برابر آنتی‌بیوتیک‌هایی که معمولاً برای درمان آن استفاده می‌شود، مقاوم شود.

      Early mammals have evolved into hundreds of different species.

      پستانداران آغازین به صدها گونه‌ی متفاوت فرگشت یافته‌اند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد evolve

      1. verb develop, progress
        Synonyms:
        grow get advance increase expand emerge result open disclose work out derive enlarge mature unfold elaborate ripen obtain educe excogitate
        Antonyms:
        stop halt decrease block

      لغات هم‌خانواده evolve

      noun
      evolution
      adjective
      evolutionary
      verb - transitive
      evolve

      سوال‌های رایج evolve

      گذشته‌ی ساده evolve چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده evolve در زبان انگلیسی evolved است.

      شکل سوم evolve چی میشه؟

      شکل سوم evolve در زبان انگلیسی evolved است.

      وجه وصفی حال evolve چی میشه؟

      وجه وصفی حال evolve در زبان انگلیسی evolving است.

      سوم‌شخص مفرد evolve چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد evolve در زبان انگلیسی evolves است.

      ارجاع به لغت evolve

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «evolve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/evolve

      لغات نزدیک evolve

      • - evolutionary
      • - evolutionist
      • - evolve
      • - evolvement
      • - Evora
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.