آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۸ آبان ۱۴۰۴

    Amphibian

    æmˈfɪbiən æmˈfɪbiən

    شکل جمع:

    amphibians

    معنی amphibian | جمله با amphibian

    adjective noun countable

    جانورشناسی دوزیست

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    Amphibians are known for their ability to live both on land and in water.

    دوزیست‌ها به توانایی‌شان برای زندگی هم در خشکی و هم در آب شناخته می‌شوند.

    The amphibian leaped from the pond into the grass.

    دوزیست از برکه داخل چمن پرید.

    adjective noun countable

    (تانک و غیره) آبی‌خاکی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    amphibian vehicle

    وسیله‌ی نقلیه‌ی آبی‌خاکی

    We designed an innovative amphibian tank.

    ما یک تانک آبی‌خاکی نوآورانه طراحی کردیم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد amphibian

    1. noun an airplane designed to take off and land on water
      Synonyms:
      floatplane waterplane amphibious aircraft amphibious vehicle frog toad salamander newt hyla caudate hoptoad reptilia caecilian proteus dicot monocot gametophyte sporophyte
    1. adjective Relating to or characteristic of animals of the class Amphibia
      Synonyms:
      amphibious froggy toadish lizardlike reptilelike viperlike serpentile

    سوال‌های رایج amphibian

    معنی amphibian به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی amphibian در زبان فارسی به «دوزیست» ترجمه می‌شود.

    این واژه به گروهی از جانوران اشاره دارد که توانایی زندگی هم در آب و هم روی زمین را دارند. دوزیستان شامل قورباغه‌ها، وزغ‌ها، سمندرها و مارمولک‌های آبزی هستند و ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارند که آن‌ها را از سایر گروه‌های حیوانی متمایز می‌کند. واژه‌ی amphibian از ریشه‌ی یونانی amphi- به معنای «دو» و bios به معنای «زندگی» گرفته شده است، که به زندگی دوگانه‌ی این جانوران در محیط‌های آبی و خشکی اشاره دارد.

    در نخستین معنا، دوزیستان چرخه‌ی زندگی خاصی دارند. بسیاری از آن‌ها تخم‌گذاری خود را در آب انجام می‌دهند و از طریق لاروهای آبزی (مانند بچه‌قورباغه‌ها) رشد می‌کنند. با گذر زمان، این لاروها دچار دگردیسی شده و توانایی زندگی در خشکی را پیدا می‌کنند. این دگردیسی، فرآیندی شگفت‌انگیز است که نشان‌دهنده‌ی سازگاری بیولوژیکی و توانایی تطبیق با محیط‌های مختلف است.

    از دیدگاه زیست‌شناسی، دوزیستان نقش مهمی در اکوسیستم‌ها دارند. آن‌ها به کنترل جمعیت حشرات و دیگر بی‌مهرگان کمک می‌کنند و خود منبع غذایی حیوانات دیگر هستند. پوست نازک و حساس دوزیستان آن‌ها را به شاخصی حساس برای تغییرات محیطی و کیفیت آب تبدیل می‌کند؛ بنابراین وجود یا کاهش جمعیت آن‌ها می‌تواند نشانه‌ای از سلامت اکوسیستم باشد.

    در برخی زمینه‌های فرهنگی و نمادین، دوزیستان نیز حضور دارند. قورباغه‌ها و سمندرها گاه در افسانه‌ها و داستان‌ها نماد تغییر، تحول و زندگی دوگانه هستند. این ویژگی‌های زیستی و نمادین باعث شده است که دوزیستان هم در علم و هم در فرهنگ، توجه ویژه‌ای را به خود جلب کنند.

    amphibian جانوری است با زندگی دوگانه، سازگار و تأثیرگذار در محیط زیست. این واژه یادآور تنوع و انعطاف در طبیعت است و نشان می‌دهد که موجودات زنده می‌توانند با تغییر شرایط، خود را تطبیق دهند و نقش‌های مهمی در پایداری اکوسیستم‌ها ایفا کنند. دوزیستان هم در مطالعه‌ی علمی و هم در درک زیبایی و پیچیدگی حیات اهمیت دارند.

    شکل جمع amphibian چی میشه؟

    شکل جمع amphibian در زبان انگلیسی amphibians است.

    ارجاع به لغت amphibian

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «amphibian» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/amphibian

    لغات نزدیک amphibian

    • - amphiaster
    • - amphibia
    • - amphibian
    • - amphibiotic
    • - amphibious
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.