آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ شهریور ۱۴۰۴

      Halt

      hɒːlt hɔːlt

      گذشته‌ی ساده:

      halted

      شکل سوم:

      halted

      سوم‌شخص مفرد:

      halts

      وجه وصفی حال:

      halting

      معنی halt | جمله با halt

      verb - intransitive verb - transitive

      ایستادن، متوقف شدن، توقف کردن، از حرکت باز داشتن، متوقف کردن

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      Suddenly the car halted.

      اتومبیل ناگهان از حرکت ایستاد.

      the guard cried, "halt or I'll fire"

      نگهبان فریاد زد: «ایست. والا آتش می‌کنم.»

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They called a halt to hostilities.

      آنان دستور دادند دشمنی‌ها قطع شود.

      to halt in one's speech

      در سخن مکث و تردید کردن

      The old man was walking haltingly.

      پیرمرد لنگان‌و‌لرزان راه می‌رفت.

      the young poet's halting verse

      شعر ناموزون شاعر جوان

      noun singular

      توقف، ایست، وقفه، قطع فعالیت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد

      The project experienced a halt due to lack of funding.

      این پروژه به‌دلیل کمبود بودجه با قطع فعالیت مواجه شد.

      The sudden halt of traffic caused a long line of cars on the highway.

      توقف ناگهانی ترافیک باعث ایجاد صف طولانی خودروها در بزرگراه شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد halt

      1. noun end, stoppage
        Synonyms:
        stop termination close cutoff break interruption pause standstill stand arrest stoppage letup impasse layoff freeze break-off grinding halt screeching halt
        Antonyms:
        start continuation go endurance perseverence
      1. verb stop, cause to stop
        Synonyms:
        end cease pause arrest check stall stay block curb deter impede obstruct frustrate suspend terminate interrupt hold back cut short break off pull up rest desist stem adjourn balk bar draw up intermit wait stand still cool it hamper cease fire come to an end close down hold at bay bring to an end bring to standstill call it a day put a cork in blow the whistle on punctuate drop anchor
        Antonyms:
        continue carry on forward push forge
      1. verb hesitate, stutter
        Synonyms:
        pause falter stammer stumble waver vacillate dither stagger limp hobble be defective shilly-shally whiffle wiggle-waggle
        Antonyms:
        continue speak smoothly

      Collocations

      bring to a halt

      متوقف کردن، بند آوردن

      call a halt

      دستور ایست دادن، (موقت) قطع فعالیت کردن

      halt production

      توقف تولید

      call a halt to

      پایان دادن به، متوقف کردن

      سوال‌های رایج halt

      گذشته‌ی ساده halt چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده halt در زبان انگلیسی halted است.

      شکل سوم halt چی میشه؟

      شکل سوم halt در زبان انگلیسی halted است.

      وجه وصفی حال halt چی میشه؟

      وجه وصفی حال halt در زبان انگلیسی halting است.

      سوم‌شخص مفرد halt چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد halt در زبان انگلیسی halts است.

      ارجاع به لغت halt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «halt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/halt

      لغات نزدیک halt

      • - halsey
      • - halsie
      • - halt
      • - halt production
      • - halter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      diazo sever cyan Franco ter correct sterno supra UX user experience winning gallery music box latency qualification gravitational پرجذبه جوانه‌ی لوبیا جیرجیرکننده غیرقابل حصول خاورنشین گرین‌میل زغال‌دار خودرویی پاداش بازنشستگی دندان‌قروچه تحول عظیم بخور زنده‌زا ساعت‌گرد صلبیه‌ای
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.