گذشتهی ساده:
balkedشکل سوم:
balkedسومشخص مفرد:
balksوجه وصفی حال:
balkingشکل جمع:
balksشکل نوشتاری دیگر این لغت در انگلیسی بریتانیایی: baulk
امتناع کردن، اکراه داشتن، سر باز زدن، طفره رفتن، مخالفت کردن، زیر بار نرفتن
When we got to the gutter, the horse balked.
وقتی که به جوی رسیدیم اسب متوقف شد و دیگر جلو نرفت.
He balked at cleaning the toilet.
از تمیز کردن مستراح سرباز زد.
The police would not balk at killing the demonstrators.
پلیس از کشتن تظاهرکنندگان پروا نداشت.
She was balked of the chance to see her son.
به او فرصت دیدار پسرش را ندادند.
ورزش (بیسبال) بالک کردن (مکث غیرقانونی در پرتاب کردن توپ)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The young pitcher balked under pressure, giving the opposing team an advantage.
پرتابکنندهی جوان تحت فشار مرتکب بالک شد و به تیم حریف برتری داد.
The pitcher balked, and the runner advanced to second base.
پرتابکننده مرتکب خطای بالک شد و دونده به بیس دوم پیشروی کرد.
تیر چوبی قطور، کندهی بزرگ، چوب قطور
The old bridge was reinforced with several wooden balks.
پل قدیمی با چند کندهی چوبی بزرگ تقویت شد.
He sat on a rough balk while waiting for the others to arrive.
او، روی تیرک بزرگ و نتراشیدهای نشست تا بقیه برسند.
ورزش (بیسبال) بالک (خطای فریب پرتابکننده)
Because of the balk, all base runners were awarded one base.
بهدلیل خطای بالک، به تمام دوندگان یک بیس پیشروی داده شد.
The coach argued that it wasn’t a balk but simply a slip of the foot.
مربی اعتراض کرد که آن حرکت بالک نبوده بلکه فقط لغزش پا بوده است.
تخطئه شدن، محروم شدن
گذشتهی ساده balk در زبان انگلیسی balked است.
شکل سوم balk در زبان انگلیسی balked است.
شکل جمع balk در زبان انگلیسی balks است.
وجه وصفی حال balk در زبان انگلیسی balking است.
سومشخص مفرد balk در زبان انگلیسی balks است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «balk» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/balk