گذشتهی ساده:
baffledشکل سوم:
baffledسومشخص مفرد:
bafflesوجه وصفی حال:
bafflingگیج کردن، گمراه کردن، سردرگم کردن، مغشوش کردن، دستپاچه کردن، آشفته کردن، پریشان کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
The paradox presented in the philosophical text continued to baffle scholars for centuries, defying easy explanation.
پارادوکس ارائهشده در متن فلسفی برای قرنها محققان را گیج میکرد و از توضیح آسان سر باز میزد.
The murders baffled the police.
آن آدمکشیها پلیس را سردرگم کرد.
Many aspiring entrepreneurs find the complexities of intellectual property law can baffle them, necessitating expert legal advice.
بسیاری از کارآفرینان مشتاق متوجه میشوند که پیچیدگیهای قانون مالکیت فکری میتواند آنها را گیج کند و مشاورهی حقوقی تخصصی را ضروری میسازد.
The new puzzle baffled even the experienced players.
معمای جدید حتی بازیکنان باتجربه را هم گیج کرد.
His explanation only baffled me more.
توضیح او فقط بیشتر مرا گمراه کرد.
مانع شدن، مسدود کردن، باز داشتن، ناکام گذاشتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The intricate design of the ancient mechanism continues to baffle archaeologists, preventing a complete understanding of its original function.
طراحی پیچیدهی مکانیزم باستانی همچنان باستانشناسان را گیج میکند و مانع از درک کامل عملکرد اصلی آن میشود.
She baffled all our attempts at finding her.
او همهی سعی ما را برای یافتنش ناکام گذاشت.
We were baffled by many problems.
مشکلات زیادی سر راهمان سبز شد (مانع شد).
سپرک یا صفحهی موجگیر، موجگیر باک بنزین (و غیره)
گذشتهی ساده baffle در زبان انگلیسی baffled است.
شکل سوم baffle در زبان انگلیسی baffled است.
وجه وصفی حال baffle در زبان انگلیسی baffling است.
سومشخص مفرد baffle در زبان انگلیسی baffles است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «baffle» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/baffle