آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ مرداد ۱۴۰۵

      Abet

      əˈbet əˈbet

      گذشته‌ی ساده:

      abetted

      شکل سوم:

      abetted

      سوم‌شخص مفرد:

      abets

      وجه وصفی حال:

      abetting

      معنی abet | جمله با abet

      verb - transitive C1

      حقوق معاونت کردن، هم‌دستی کردن، شریک بودن (در جرم)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Under the law, anyone who aids or abets a crime can be prosecuted.

      براساس قانون، هرکسی که در ارتکاب جرم کمک یا هم‌دستی کند می‌تواند تحت پیگرد قرار گیرد.

      Evidence showed that she abetted the escape by unlocking the back door.

      شواهد نشان داد که او با باز کردن در پشتی در فرار معاونت کرده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to abet the commission of a crime

      در ارتکاب جرم شریک بودن

      aiding and abetting the enemy

      کمک و هم‌دستی با دشمن

      verb - transitive

      تشویق کردن، ترغیب کردن، برانگیختن، جرئت دادن (به عمل بد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Parents who abet their children's dishonest behavior can face legal consequences.

      والدینی که رفتار نادرست فرزندانشان را تشویق می‌کنند ممکن است با پیامدهای قانونی روبه‌رو شوند.

      Don't abet him in lying to the police.

      او را در دروغ گفتن به پلیس ترغیب نکن.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She abetted the escape by providing a car and a fake ID.

      او با فراهم کردن خودرو و کارت شناسایی جعلی در فرار او را تشویق کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد abet

      1. verb assist, help in wrongdoing
        Synonyms:
        support encourage promote back urge instigate provoke incite spur prod goad endorse condone sanction advocate
        Antonyms:
        discourage hinder impede obstruct deter resist frustrate hurt

      Collocations

      aid and abet

      مباشرت و مشارکت (در ارتکاب جرم)

      Idioms

      aid and abet

      مباشرت و مشارکت (در ارتکاب جرم)

      سوال‌های رایج abet

      گذشته‌ی ساده abet چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده abet در زبان انگلیسی abetted است.

      شکل سوم abet چی میشه؟

      شکل سوم abet در زبان انگلیسی abetted است.

      وجه وصفی حال abet چی میشه؟

      وجه وصفی حال abet در زبان انگلیسی abetting است.

      سوم‌شخص مفرد abet چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد abet در زبان انگلیسی abets است.

      ارجاع به لغت abet

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «abet» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/abet

      لغات نزدیک abet

      • - aberration
      • - aberrometer
      • - abet
      • - abettor
      • - abextra
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.