با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Discourage

dɪˈskɜrːɪdʒ dɪsˈkʌrɪdʒ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    discouraged
  • شکل سوم:

    discouraged
  • سوم شخص مفرد:

    discourages
  • وجه وصفی حال:

    discouraging
  • verb - transitive
    دلسرد کردن، بی‌جرئت ساختن، سست کردن
    • - Sometimes bad grades discourage students.
    • - برخی اوقات نمره‌ی بد شاگرد را ناامید می‌کند.
    • - His behavior discouraged his employees.
    • - رفتار او کارمندانش را دلسرد کرد.
    • - I am very discouraged!
    • - خیلی سرخورده شده‌ام!
    • - Where there is seldom heard a discouraging word
    • - جایی که در آن حرف یأس‌آور به‌ندرت شنیده می‌شود
    • - a bill to discourage people from gambling
    • - لایحه‌ای برای بازداری مردم از قمار
    • - Government interference discourages the growth of trade.
    • - دخالت دولت از رشد تجارت جلوگیری می‌کند.
    • - He discouraged his son from becoming a teacher.
    • - او پسرش را از معلم شدن برحذر داشت.
    • - She doesn't discourage so easily.
    • - او به این آسانی خود را نمی‌بازد.
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد discourage

  1. verb dishearten, dispirit
    Synonyms: abash, afflict, alarm, appall, awe, beat down, bother, break one’s heart, bully, cast down, chill, confuse, cow, dampen, dash, daunt, deject, demoralize, deprecate, depress, dismay, disparage, distress, droop, frighten, intimidate, irk, overawe, prostrate, repress, scare, throw cold water on, trouble, try, unnerve, vex, weigh
    Antonyms: encourage, hearten, inspire, inspirit
  2. verb deter, dissuade; restrain
    Synonyms: check, chill, control, curb, deprecate, disadvise, discountenance, disfavor, disincline, divert, frighten, hinder, hold back, hold off, impede, indispose, inhibit, interfere, keep back, obstruct, prevent, put off, quiet, repress, scare, shake, talk out of, throw cold water on, turn aside, turn off, warn, withhold
    Antonyms: encourage, inspire, spur on

ارجاع به لغت discourage

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «discourage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/discourage

لغات نزدیک discourage

پیشنهاد و بهبود معانی