آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Dismay

      dɪsˈmeɪ dɪsˈmeɪ

      گذشته‌ی ساده:

      dismayed

      شکل سوم:

      dismayed

      سوم‌شخص مفرد:

      dismays

      وجه وصفی حال:

      dismaying

      معنی dismay | جمله با dismay

      noun uncountable C2

      ناامیدی، ناراحتی، اندوه، غم، یأس

      The teacher's dismay was clear when no one did the homework.

      ناامیدی معلم وقتی هیچ‌کس تکلیف را انجام نداده بود، کاملاً مشهود بود.

      They watched in dismay as the fire destroyed their home.

      با اندوه نظاره‌گر بودند که آتش، خانه‌شان را نابود می‌کرد.

      verb - transitive

      ناامید کردن، غمگین کردن، ناراحت کردن، مأیوس کردن، اندوهگین کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He was shocked and dismayed by what he saw.

      آنچه که دیده بود او را شوکه و بیمناک کرد.

      We were dismayed by the way they refused our offer.

      رد شدن پیشنهادمان توسط آن‌ها، ما را مأیوس کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They faced with dismay an enemy force that was much stronger than they were.

      آنان با نگرانی به مقابله با نیروی دشمن که بسیار از آن‌ها نیرومندتر بود پرداختند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dismay

      1. noun disappointed feeling; distress
        Synonyms:
        upset anxiety fear alarm dread panic fright agitation blues discouragement disheartenment letdown chagrin trepidation consternation disillusionment hassle bummer downer dumps the blahs blue funk funk cold feet horror
        Antonyms:
        happiness confidence encouragement assurance
      1. verb disappoint, fill with consternation
        Synonyms:
        upset disturb bother dishearten discourage frighten shake alarm puzzle confound perplex distress disconcert embarrass agitate rattle daunt discompose disillusion disquiet get to unnerve abash fluster throw horrify terrify take aback bewilder nonplus faze discomfit dumbfound flummox affright appall chill paralyze put off snafu throw into a tizzy terrorize unhinge foul up louse up mess up muck up mystify
        Antonyms:
        encourage assure make happy

      سوال‌های رایج dismay

      گذشته‌ی ساده dismay چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dismay در زبان انگلیسی dismayed است.

      شکل سوم dismay چی میشه؟

      شکل سوم dismay در زبان انگلیسی dismayed است.

      وجه وصفی حال dismay چی میشه؟

      وجه وصفی حال dismay در زبان انگلیسی dismaying است.

      سوم‌شخص مفرد dismay چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dismay در زبان انگلیسی dismays است.

      ارجاع به لغت dismay

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dismay» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dismay

      لغات نزدیک dismay

      • - dismantlement
      • - dismast
      • - dismay
      • - dismayed
      • - dismember
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mistletoe moccasin mockery modular more often than not move off move up the ladder much ado about nothing multiculturalism munich muralist mustn't naples nappa neat and tidy نعمت‌الله نوازش کردن ها واقعیت توری پاکستان پرده‌کرکره پزشک خانواده پزشک قانونی پلاک خودرو چیست کاغذروغنی کت‌وشلوار زنانه کره‌ی زمین کرواسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.