Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۳

      Alarm

      əˈlɑːrm əˈlɑːm

      گذشته‌ی ساده:

      alarmed

      شکل سوم:

      alarmed

      سوم‌شخص مفرد:

      alarms

      وجه وصفی حال:

      alarming

      شکل جمع:

      alarms

      معنی alarm | جمله با alarm

      noun countable B1

      ( alarum =) هشدار، اخطار، آژیر، اعلام خطر، اعلان خطر، آگاهی از خطر، شیپور حاضرباش، زنگ خطر، علامت خطر، زنهار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      Smoke and fire activated the alarm.

      دود و آتش، آژیر را به صدا درآورد.

      a burglar alarm

      دزدگیر

      noun uncountable

      ترس، هول، دلواپسی، دلهره، آشوب، بیم، وحشت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      She looked around in alarm.

      با ترس به اطراف نگاه کرد.

      His pale face and trembling voice alarmed us.

      از رنگ پریده و صدای لرزانش دلواپس شدیم.

      noun countable

      ساعت زنگی، ساعت شماطه‌دار، ساعت زنگدار

      alarm, ساعت زنگی، ساعت شماطه‌دار، ساعت زنگدار
      verb - transitive

      از خطر آگاهانیدن

      verb - transitive

      هراساندن، متوحش ساختن، مضطرب کردن (از خطر)، دلواپس کردن، ترساندن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد alarm

      1. noun feeling of sudden fear
        Synonyms:
        panic anxiety fear nervousness unease uneasiness apprehension fright dread tension stress scare distress terror dismay trepidation strain consternation horror cold feet
        Antonyms:
        calmness peace confidence security composure assurance repose quietness
      1. noun warning, signaling device
        Synonyms:
        warning sign signal alert call caution tip bell horn siren shout cry whistle nod yell flash blast buzzer drum gong trumpet forewarning scream wink tip off high sign clock flap SOS mayday scramble tocsin
      1. verb upset
        Synonyms:
        surprise scare frighten startle amaze astonish panic distress dismay unnerve chill daunt spook give a turn make jump scare silly scare stiff terrify scare to death
        Antonyms:
        calm soothe reassure assure gladden repose

      سوال‌های رایج alarm

      معنی alarm به فارسی چی میشه؟

      کلمه "alarm" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای متنوعی دارد که در اینجا به توضیح آن‌ها می‌پردازیم.

      معانی کلمه "alarm"

      1. هشدار: یکی از معانی اصلی "alarm"، هشدار دادن به شخصی است. این می‌تواند به معنای صدای زنگ یا هشدار صوتی باشد که به ما اطلاع می‌دهد که یک وضعیت خاص وجود دارد. به عنوان مثال، زنگ خطر آتش‌سوزی یا زنگ هشدار برای ورود به یک منطقه خطرناک.

      2. نگرانی یا اضطراب: "alarm" همچنین می‌تواند به معنای احساس نگرانی یا اضطراب باشد. وقتی که فردی درباره یک موضوع خاص نگران است، می‌تواند بگوید که او از آن موضوع "alarm" دارد.

      3. سیستم هشدار: در زمینه فناوری، "alarm" به سیستم‌ها و دستگاه‌هایی اشاره دارد که برای هشدار دادن به افراد در مواقع خاص طراحی شده‌اند. به عنوان مثال، سیستم‌های امنیتی منزل که در صورت ورود غیرمجاز به خانه، زنگ هشدار به صدا درمی‌آورند.

      نکات جالب درباره "alarm"

      1. تاریخچه: ریشه کلمه "alarm" به زبان ایتالیایی "all'arme" برمی‌گردد که به معنای "به سلاح‌ها" است. این اصطلاح در ابتدا به منظور هشدار دادن به سربازان در زمان جنگ استفاده می‌شد.

      2. انواع زنگ هشدار: زنگ‌های هشدار می‌توانند به شکل‌های مختلفی وجود داشته باشند. از زنگ‌های صوتی گرفته تا چراغ‌های چشمک‌زن و حتی پیام‌های متنی یا ایمیل‌ها که در مواقع اضطراری ارسال می‌شوند.

      3. استفاده در زندگی روزمره: در زندگی روزمره، "alarm" معمولاً به زنگ‌های ساعت یا زنگ‌های موبایل اشاره دارد که برای بیدار شدن یا یادآوری کارهای مهم تنظیم می‌شوند. این زنگ‌ها می‌توانند به ما کمک کنند تا زمان را مدیریت کنیم و از فراموشی کارها جلوگیری کنیم.

      4. تأثیر بر روانشناسی: تحقیقات نشان داده‌اند که صداهای زنگ هشدار می‌توانند تأثیرات عاطفی و روانی بر روی انسان‌ها داشته باشند. صداهای تند و ناگهانی ممکن است باعث افزایش اضطراب شوند، در حالی که صداهای ملایم‌تر می‌توانند احساس آرامش بیشتری را به وجود آورند.

      5. هشدارهای پزشکی: در محیط‌های پزشکی، "alarm" به دستگاه‌هایی اشاره دارد که برای نظارت بر وضعیت بیماران استفاده می‌شوند. این دستگاه‌ها در صورت تغییرات ناگهانی در علائم حیاتی بیمار، هشدار می‌دهند تا کادر پزشکی سریعاً واکنش نشان دهد.

      گذشته‌ی ساده alarm چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده alarm در زبان انگلیسی alarmed است.

      شکل سوم alarm چی میشه؟

      شکل سوم alarm در زبان انگلیسی alarmed است.

      شکل جمع alarm چی میشه؟

      شکل جمع alarm در زبان انگلیسی alarms است.

      وجه وصفی حال alarm چی میشه؟

      وجه وصفی حال alarm در زبان انگلیسی alarming است.

      سوم‌شخص مفرد alarm چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد alarm در زبان انگلیسی alarms است.

      ارجاع به لغت alarm

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «alarm» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/alarm

      لغات نزدیک alarm

      • - alarcón
      • - alaric
      • - alarm
      • - alarm bell
      • - alarm clock
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.