آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Scare

      sker skeə

      گذشته‌ی ساده:

      scared

      شکل سوم:

      scared

      سوم‌شخص مفرد:

      scares

      وجه وصفی حال:

      scaring

      شکل جمع:

      scares

      معنی scare | جمله با scare

      noun verb - transitive adverb C1

      ترساندن، چشم زهره گرفتن، هراسانده، گریزاندن، ترسیدن، هراس کردن، بیم، خوف، رمیدگی، رم، هیبت، محل هراسناک

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The loud noise scared the baby.

      صدای بلند بچه را ترساند.

      you can't scare me with such threats!

      با این تهدیدها نمی‌توانی مرا بترسانی!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Are you scared of mice?

      از موش می‌ترسی؟

      He was hoping that the big dog would scare away thieves.

      امیدوار بود که آن سگ بزرگ دزدان را بترساند و منصرف کند.

      The little deer scares easily.

      آهوی کوچک زود می‌ترسد.

      war scare

      وحشت‌زدگی به‌دلیل احتمال جنگ

      The scare caused people to flock to banks and take their money out.

      مردم از هول به بانک ها هجوم بردند و پولهای خود را درآوردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scare

      1. noun frightened state
        Synonyms:
        alarm panic fright terror shock start alert
        Antonyms:
        calmness comfort ease
      1. verb frighten someone
        Synonyms:
        frighten alarm startle shock intimidate terrify panic daunt dismay spook chill shake up awe petrify paralyze freeze give a fright give a turn affright terrorize strike terror in scare stiff scare silly scare the pants off
        Antonyms:
        calm comfort soothe reassure

      Phrasal verbs

      scare somebody into (or out of) something

      با ترس و تهدید کسی را وادار به کاری (یا منصرف از کاری) کردن

      scare up

      (عامیانه) به سرعت گردآوری کردن، به تندی تولید کردن، به سرعت ارائه دادن

      Idioms

      scare somebody stiff

      (عامیانه) از ترس زهره ترک کردن

      لغات هم‌خانواده scare

      noun
      scare
      adjective
      scared, scary
      verb - transitive
      scare

      سوال‌های رایج scare

      گذشته‌ی ساده scare چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده scare در زبان انگلیسی scared است.

      شکل سوم scare چی میشه؟

      شکل سوم scare در زبان انگلیسی scared است.

      شکل جمع scare چی میشه؟

      شکل جمع scare در زبان انگلیسی scares است.

      وجه وصفی حال scare چی میشه؟

      وجه وصفی حال scare در زبان انگلیسی scaring است.

      سوم‌شخص مفرد scare چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد scare در زبان انگلیسی scares است.

      ارجاع به لغت scare

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «scare» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/scare

      لغات نزدیک scare

      • - scarcement
      • - scarcity
      • - scare
      • - scare (or beat, etc.) the hell out of someone
      • - scare off
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.