به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.

Spook

spuːk spuːk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    spooked
  • شکل سوم:

    spooked
  • سوم شخص مفرد:

    spooks
  • وجه وصفی حال:

    spooking
  • شکل جمع:

    spooks

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun verb - transitive
    روح، شبح، دیو، جن، ترساندن
    • - He believes in spooks too.
    • - او به ارواح هم اعتقاد دارد.
    • - forces that spooked the ancient world
    • - نیروهایی که دنیای قدیم را روح‌زده می‌کردند
    • - he had me spooked all right, he held a gun!
    • - حسابی مرا ترساند، هفت تیر در دست داشت!
    • - If you spook a herd it will stampede everything in its path.
    • - اگر گله را رم بدهی، همه چیزهای جلو راهش را لگدکوب خواهد کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد spook

  1. verb frighten, scare
    Synonyms: alarm, curdle the blood, discomfort, horrify, make one’s blood run cold, make one’s teeth chatter, panic, petrify, scare away, scare stiff, scare the pants off of, scare to death, startle, strike terror into, terrify, unnerve

ارجاع به لغت spook

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «spook» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/spook

لغات نزدیک spook

پیشنهاد بهبود معانی