آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Signal

      ˈsɪɡnl ˈsɪɡnl

      گذشته‌ی ساده:

      signalled

      شکل سوم:

      signalled

      سوم‌شخص مفرد:

      signals

      وجه وصفی حال:

      signalling

      شکل جمع:

      signals

      معنی signal | جمله با signal

      noun countable B2

      علامت، نشان، راهنما، اخطار، آژیر

      a bugle signal to attack

      شیپور به نشان حمله

      a signal that warns of an air raid

      آژیری که حمله‌ی هوایی را اخطار می‌دهد

      verb - transitive verb - intransitive

      علامت دادن، با اشاره رساندن، خبر دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      He signalled his wife to leave the room.

      به زنش اشاره کرد که اتاق را ترک کند.

      He signalled the fleet to turn back.

      به ناوگان علامت داد که برگردند.

      adjective

      قابل توجه، چشمگیر

      a signal achievement

      موفقیت چشمگیر

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد signal

      1. adjective extraordinary, outstanding
        Synonyms:
        notable noticeable remarkable prominent exceptional distinguished outstanding conspicuous famous significant striking eminent memorable marked peculiar individual characteristic renowned momentous noteworthy arresting arrestive illustrious distinctive eye-catching salient pronounced
        Antonyms:
        insignificant unimpressive unexceptional unnoteworthy
      1. noun indication; authorization
        Synonyms:
        sign indication cue token mark indicator gesture nod flag alert alarm go-ahead okay green light beacon high sign flare movement blinker wink omen bleep SOS mayday tocsin
      1. verb indicate; give a sign to
        Synonyms:
        indicate sign gesture motion wave warn communicate nod beckon flag flash gesticulate wink semaphore signalize

      لغات هم‌خانواده signal

      noun
      sign, signal, signatory, signature, signing, signaler
      adjective
      signed
      verb - transitive
      sign, signal
      adverb
      signally

      سوال‌های رایج signal

      گذشته‌ی ساده signal چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده signal در زبان انگلیسی signalled است.

      شکل سوم signal چی میشه؟

      شکل سوم signal در زبان انگلیسی signalled است.

      شکل جمع signal چی میشه؟

      شکل جمع signal در زبان انگلیسی signals است.

      وجه وصفی حال signal چی میشه؟

      وجه وصفی حال signal در زبان انگلیسی signalling است.

      سوم‌شخص مفرد signal چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد signal در زبان انگلیسی signals است.

      ارجاع به لغت signal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «signal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/signal

      لغات نزدیک signal

      • - sign up for a course
      • - signage
      • - signal
      • - signal corps
      • - signal distance
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.