آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ مرداد ۱۴۰۴

      Flare

      fler fleə

      گذشته‌ی ساده:

      flared

      شکل سوم:

      flared

      سوم‌شخص مفرد:

      flares

      وجه وصفی حال:

      flaring

      شکل جمع:

      flares

      معنی flare | جمله با flare

      adverb noun verb - transitive

      روشنایی خیره‌کننده و نامنظم، زبانه‌کشی، شعله‌زنی، شعله، چراغ یا نشان دریایی، نمایش، خود‌نمایی، با شعله نامنظم سوختن، از جا در رفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      When I stirred the fire, it flared.

      آتش را که هم زدم، زبانه کشید.

      Suddenly she flared out at her husband.

      ناگهان به شوهرش پرید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A peacock flares its feathers.

      طاووس پرهای خود را گسترده می‌کند.

      The skirt flares at the hem.

      دامن هرچه پایین‌تر می‌رود، گشادتر می‌شود.

      The enemy used flares to light up the battle- ground.

      دشمن برای روشن کردن میدان جنگ فروزه به‌کار برد.

      The breeze flared the candle.

      نسیم شعله‌ی شمع را به لرزه آورد.

      the sudden flare of torches in the darkness

      شعله‌ی ناگهانی مشعل‌ها در تاریکی

      She flared up the sight of him.

      به محض دیدن او از کوره در رفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد flare

      1. verb erupt, blow
        Synonyms:
        explode burst go off break out blow flash dart shoot blaze burn fire up burn up boil over lose control fume rant seethe glare glow dazzle shimmer flicker flutter waver
      1. verb spread
        Synonyms:
        widen broaden grow splay

      سوال‌های رایج flare

      گذشته‌ی ساده flare چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده flare در زبان انگلیسی flared است.

      شکل سوم flare چی میشه؟

      شکل سوم flare در زبان انگلیسی flared است.

      شکل جمع flare چی میشه؟

      شکل جمع flare در زبان انگلیسی flares است.

      وجه وصفی حال flare چی میشه؟

      وجه وصفی حال flare در زبان انگلیسی flaring است.

      سوم‌شخص مفرد flare چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد flare در زبان انگلیسی flares است.

      ارجاع به لغت flare

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «flare» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/flare

      لغات نزدیک flare

      • - flapper
      • - flappy
      • - flare
      • - flare-up
      • - flareback
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.