آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ فروردین ۱۴۰۴

    Flutter

    ˈflʌt̬ər ˈflʌtə

    گذشته‌ی ساده:

    fluttered

    شکل سوم:

    fluttered

    سوم‌شخص مفرد:

    flutters

    وجه وصفی حال:

    fluttering

    شکل جمع:

    flutters

    معنی flutter | جمله با flutter

    verb - intransitive verb - transitive

    پرپر زدن، لرزیدن، در اهتزاز بودن، تکان خوردن، تکان دادن (به بالاوپایین یا چپ‌وراست با حرکات سریع)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    The fat rooster fluttered its wings and rushed at the ducks.

    خروس فربه پرپر زد و به مرغابی‌ها حمله‌ور شد.

    Butterflies were fluttering over the flowers.

    پروانه‌ها برفراز گل‌ها این‌سو و آن‌سو می‌رفتند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    A flag fluttering in the wind

    پرچمی که در باد تکان می‌خورد

    verb - intransitive

    سراسیمه بودن، دل‌شوره گرفتن، پرپر زدن دل، در آشوب بودن دل (از هیجان یا اضطراب)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    He smiled at me and I felt my heart flutter for a second.

    به من لبخند زد و برای لحظه‌ای دلم پرپر زد.

    My stomach fluttered with excitement before the performance.

    قبل‌از اجرا از شدت هیجان دلم آشوب شده بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The thought of the interview made her stomach flutter.

    فکر مصاحبه باعث شد دل‌شوره بگیرد.

    noun countable

    شور‌وهیجان، جنب‌وجوش، جوش‌وخروش

    She felt a flutter of excitement as the curtain rose.

    با بالا رفتن پرده، جوش‌وخروش هیجان را احساس کرد.

    A flutter of activity swept through the office when the news broke.

    با پخش خبر، جنب‌وجوشی در اداره به‌وجود آمد.

    noun countable informal

    انگلیسی بریتانیایی شرط‌بندی کوچک (معمولاً در مسابقات اسب‌ها)

    He occasionally has a flutter on the football results.

    او گهگاهی شرط‌بندی کوچکی روی نتایج فوتبال می‌کند.

    She enjoys having a little flutter at the races.

    او از شرط‌بندی در مسابقات لذت می‌برد.

    noun singular

    لرزش، نوسان، تکان، حرکت بالاوپایین

    The curtain moved with a light flutter as the window opened.

    پرده با تکانی کم هنگام باز شدن پنجره، حرکت کرد.

    The papers on the desk gave a flutter in the breeze.

    کاغذهای روی میز در نسیم، حرکت کوتاهی کردند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد flutter

    1. verb to move or cause to move about while being fixed at one edge
      Synonyms:
      flap wave shake flicker palpitate flitter quiver tremble waver flit fan ripple fluctuate fly flurry hover oscillate pulsate thrill throb tingling twitter vacillate vibrate volitate
    1. verb to move through the air with or as if with wings
      Synonyms:
      flit flap flitter bat fly sail wing fleet dart
    1. noun a state of discomposure
      Synonyms:
      agitation commotion dither fluster perturbation tumult disturbance waver confusion turmoil disruption disorder upset palpitation lather hurly-burly tremor stew to-do vibration hoo-ha volitation hoo-hah flicker kerfuffle
    1. noun the motion made by flapping up and down
      Synonyms:
      flap flapping fluttering
    1. verb wave rapidly, flap
      Synonyms:
      shake tremble quiver vibrate flicker beat swing agitate oscillate fluctuate ripple throb pulsate flop drift hover wiggle wobble palpitate flit flitter bat dance ruffle lop

    سوال‌های رایج flutter

    گذشته‌ی ساده flutter چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده flutter در زبان انگلیسی fluttered است.

    شکل سوم flutter چی میشه؟

    شکل سوم flutter در زبان انگلیسی fluttered است.

    شکل جمع flutter چی میشه؟

    شکل جمع flutter در زبان انگلیسی flutters است.

    وجه وصفی حال flutter چی میشه؟

    وجه وصفی حال flutter در زبان انگلیسی fluttering است.

    سوم‌شخص مفرد flutter چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد flutter در زبان انگلیسی flutters است.

    ارجاع به لغت flutter

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «flutter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/flutter

    لغات نزدیک flutter

    • - fluting
    • - flutist
    • - flutter
    • - flutter kick
    • - fluttery
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    frightfulness rightfulness revivalist pilfer pilferer receptiveness manure interconnectedness chuck rib flank brisket round ham hock بی‌ربط بی‌رونق بی‌شعور بی‌عقل بی محلی کردن بی‌وفا تاثیر پذیر تافی تایپ کردن تایید تب تبدیل کردن تبریک تبصره تبهکار
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.