آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ بهمن ۱۴۰۲

      Quiver

      ˈkwɪvər ˈkwɪvə

      گذشته‌ی ساده:

      quivered

      شکل سوم:

      quivered

      سوم‌شخص مفرد:

      quivers

      وجه وصفی حال:

      quivering

      شکل جمع:

      quivers

      معنی quiver | جمله با quiver

      verb - intransitive

      لرزیدن، مرتعش شدن (اغلب هنگام احساسات شدید)

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Her voice quivered a bit.

      صدایش کمی مرتعش شد.

      I could feel my legs quiver with exhaustion.

      می‌توانستم احساس کنم پاهایم از خستگی می‌لرزند.

      noun countable

      ترکش، تیردان، خشاب، گلوله‌دان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The archer reached for his quiver and pulled out an arrow.

      کمان‌دار دستش را به‌سمت تیردان دراز کرد و تیری بیرون کشید.

      The hunter's quiver was filled with arrows of various sizes and designs.

      تیردان شکارچی پر از تیرهایی در اندازه‌ها و طرح‌های مختلف بود.

      noun countable

      لرزان، لرزش، مرتعش، ارتعاش

      the quivering branches of a tree in a spring breeze

      شاخه‌های لرزان درخت در نسیم بهاری

      the quiver of leaves in the breeze

      ارتعاش برگ‌ها در نسیم

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد quiver

      1. noun shaking, vibration
        Synonyms:
        shake tremor shiver vibration throb tremble pulsation palpitation shudder oscillation glimmer shimmer sparkle glitter flash tic spasm twinkle convulsion
        Antonyms:
        stillness quiet
      1. verb shake, vibrate
        Synonyms:
        tremble shiver quake vibrate throb pulsate pulse beat agitate convulse quaver oscillate palpitate jitter dither shudder thrill twitter
        Antonyms:
        be still

      سوال‌های رایج quiver

      گذشته‌ی ساده quiver چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده quiver در زبان انگلیسی quivered است.

      شکل سوم quiver چی میشه؟

      شکل سوم quiver در زبان انگلیسی quivered است.

      شکل جمع quiver چی میشه؟

      شکل جمع quiver در زبان انگلیسی quivers است.

      وجه وصفی حال quiver چی میشه؟

      وجه وصفی حال quiver در زبان انگلیسی quivering است.

      سوم‌شخص مفرد quiver چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد quiver در زبان انگلیسی quivers است.

      ارجاع به لغت quiver

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «quiver» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/quiver

      لغات نزدیک quiver

      • - quitter
      • - quittor
      • - quiver
      • - quivive
      • - quixote
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.