آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ فروردین ۱۴۰۳

      Twitter

      ˈtwɪt̬ər ˈtwɪtə

      گذشته‌ی ساده:

      twittered

      شکل سوم:

      twittered

      سوم‌شخص مفرد:

      twitters

      وجه وصفی حال:

      twittering

      شکل جمع:

      twitters

      معنی twitter | جمله با twitter

      verb - intransitive

      جانورشناسی جیک‌جیک کردن (پرنده)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      Birds were twittering in the trees.

      پرندگان در درخت‌ها جیک‌جیک می‌کردند.

      As the sun rose, the finches began to twitter.

      با طلوع خورشید، فنچ‌ها شروع به جیک‌جیک کردن کردند.

      verb - intransitive

      یک‌بند حرف زدن، یک‌ریز حرف زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      I noticed him twittering away during the meeting without adding anything meaningful to the discussion.

      متوجه شدم که او در طول جلسه در حال یک‌بند حرف زدن بدون اضافه کردن چیزی به بحث است.

      The politician continued to twitter aimlessly.

      این سیاستمدار بی‌هدف به یک‌ریز حرف زدن ادامه داد.

      verb - intransitive verb - transitive

      توییت کردن (در شبکه‌ی اجتماعی توییتر که بعدها به X تغییر نام داد)

      Let's twitter our excitement about the upcoming concert.

      بیایید هیجانمان در مورد کنسرت آتی را توییت کنیم.

      I need to twitter about my new blog post.

      باید در مورد پست جدید وبلاگم توییت کنم.

      noun countable uncountable

      جانورشناسی جیک‌جیک (پرنده)

      The twitter of the little bird outside my window woke me up early.

      جیک‌جیک پرنده‌ی کوچک بیرون پنجره من را زود بیدار کرد.

      The twitter of the songbirds in the park was a melody of nature's symphony.

      جیک‌جیک پرندگان آوازخوان در پارک ملودی‌ای از سمفونی طبیعت بود.

      noun uncountable

      نام تجاری توییتر (یک شبکه‌ی اجتماعی و میکروبلاگ که بعدها به X تغییر نام داد) (با T بزرگ نوشته می‌شود)

      I spend way too much time on Twitter.

      زمان زیادی را در توییتر صرف می‌کنم.

      Please follow Fast Dictionary on Twitter (X).

      لطفاً فست‌دیکشنری را در توییتر (X) دنبال کنید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Twitter can be a powerful tool for spreading information.

      توییتر می‌تواند ابزار قدرتمندی برای انتشار اطلاعات باشد.

      verb - intransitive

      ترتر خندیدن، هرهر خندیدن، هرهر کردن

      The humorous video caused everyone in the room to twitter.

      این ویدئوی طنز باعث شد همه‌ی حاضران در اتاق ترتر بخندند.

      The baby twittered happily as she played with her favorite toy.

      کودک وقتی با اسباب‌بازی محبوبش بازی می‌کرد، با خوشحالی هرهر کرد.

      verb - intransitive

      لرزیدن (از شدت هیجان یا ترس و غیره)

      His hands started to twitter with nervousness before his presentation.

      پیش از ارائه‌اش، دستانش شروع به لرزیدن کردند.

      His voice twittered.

      صدایش لرزید.

      noun

      هرهر (خنده)

      The comedian's jokes elicited a twitter from the audience.

      شوخی‌های این کمدین هرهر مخاطب را به دنبال داشت.

      Her silly dance moves always elicit a twitter from her friends.

      حرکات رقص احمقانه‌ی او همیشه باعث هرهر دوستانش می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد twitter

      1. verb to move to and fro in short, jerky movements
        Synonyms:
        shake tremble quiver shiver vibrate flutter sound peep chirp sing whistle chat chatter giggle titter coo quake shudder tweet chirrup cheep chitter quaver
      1. noun a series of chirps
        Synonyms:
        chirrup

      سوال‌های رایج twitter

      گذشته‌ی ساده twitter چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده twitter در زبان انگلیسی twittered است.

      شکل سوم twitter چی میشه؟

      شکل سوم twitter در زبان انگلیسی twittered است.

      شکل جمع twitter چی میشه؟

      شکل جمع twitter در زبان انگلیسی twitters است.

      وجه وصفی حال twitter چی میشه؟

      وجه وصفی حال twitter در زبان انگلیسی twittering است.

      سوم‌شخص مفرد twitter چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد twitter در زبان انگلیسی twitters است.

      ارجاع به لغت twitter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «twitter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/twitter

      لغات نزدیک twitter

      • - twitch grass
      • - twitchy
      • - twitter
      • - twittery
      • - twixt
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.