آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Peep

      piːp piːp

      گذشته‌ی ساده:

      peeped

      شکل سوم:

      peeped

      سوم‌شخص مفرد:

      peeps

      وجه وصفی حال:

      peeping

      شکل جمع:

      peeps

      معنی peep | جمله با peep

      noun verb - intransitive C2

      نگاه زیر‌چشمی، نگاه دزدکی، طلوع، ظهور، نیش آفتاب،روزنه، روشنایی کم، جیک‌جیک، جیرجیرکردن، جیک زدن، با چشم نیم باز نگاه کردن، از سوراخ نگاه کردن، طلوع کردن، جوانه زدن، آشکار شدن، کمی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      A brood of chickens were peeping and running after their mother.

      یک دسته جوجه جیک‌جیک‌کنان دنبال مادر خود می‌دویدند.

      the peep of the mice

      صدای جیر‌جیر موش‌ها

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We were cursed but we didn't peep.

      فحش شنیدیم؛ ولی جیک نزدیم.

      Don't let me hear another peep out of you!

      وای به حالت اگر یکبار دیگر جیک بزنی!

      He peeped through the keyhole.

      او از سوراخ قفل نگاه کرد.

      I peeped suspiciously under the bed.

      با سوء ظن به زیر تخت نگاه کردم.

      He peeped at the naked ladies.

      به زن‌های عریان یواشکی نگاه می‌کرد.

      Weeds were peeping through the soil.

      علف‌ها از دل خاک سر بر می‌آوردند.

      The sun peeped from behind the clouds.

      خورشید از پس ابرها نمایان شد.

      That ancient belief keeps peeping out in different places.

      (مجازی) آن باور قدیمی دائماً سر از جاهای مختلف بر می‌آورد.

      His golden hair peeped from the edges of his cap.

      موهای طلایی او از لبه‌های کلاهش بیرون زده بود.

      at the peep of dawn

      در فلق، آغاز سحر

      to take a quick peep at his past

      به گذشته‌ی او نظری اجمالی افکندن

      a peep at the neighbors

      نگاه دزدانه‌ای به همسایه‌ها

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد peep

      1. noun sneaked look
        Synonyms:
        look-see glance sight glimpse gander blink
      1. verb sneak a look
        Synonyms:
        look glance take a look glimpse peer spy stare squint blink snoop snatch have a gander
      1. verb appear briefly
        Synonyms:
        emerge become visible crop up show partially peep out peer out open to view
      1. noun chirp
        Synonyms:
        cry twitter tweet chatter squeak pipe cheep chirrup coo churr chuck hoot

      سوال‌های رایج peep

      گذشته‌ی ساده peep چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده peep در زبان انگلیسی peeped است.

      شکل سوم peep چی میشه؟

      شکل سوم peep در زبان انگلیسی peeped است.

      شکل جمع peep چی میشه؟

      شکل جمع peep در زبان انگلیسی peeps است.

      وجه وصفی حال peep چی میشه؟

      وجه وصفی حال peep در زبان انگلیسی peeping است.

      سوم‌شخص مفرد peep چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد peep در زبان انگلیسی peeps است.

      ارجاع به لغت peep

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «peep» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/peep

      لغات نزدیک peep

      • - peeling
      • - peen
      • - peep
      • - peep show
      • - peep sight
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.