به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.

Squeak

skwiːk skwiːk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    squeaked
  • شکل سوم:

    squeaked
  • سوم شخص مفرد:

    squeaks
  • وجه وصفی حال:

    squeaking
  • شکل جمع:

    squeaks

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun verb - transitive verb - intransitive adverb C2
    جیغ و فریاد شکیدن (مثل جغد یا موش)، با صدای جیغ صحبت کردن، با جیغ و فریاد افشا کردن، جیر‌جیر
    • - The mice were squeaking in the kitchen.
    • - موش‌ها در آشپزخانه ماژوموژ می‌کردند.
    • - One of them squeaked.
    • - یکی از آن‌ها خبرکشی کرد.
    • - His new shoes squeaked.
    • - کفش‌های نو او جیر‌جیر می‌کردند.
    • - The door squeaks.
    • - در جیر‌جیر می‌کند.
    • - The bill squeaked through the parliament.
    • - لایحه با اکثریت بسیار قلیل از مجلس گذشت.
    • - He squeaked by the finals.
    • - به سختی در امتحانات نهایی قبول شد.
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد squeak

  1. verb make sharp, high-pitched sound
    Synonyms: cheep, creak, cry, grate, peep, pipe, scream, screech, scritch, shrill, sing, sound, squeal, talk, whine, yelp

Phrasal verbs

  • squeak through (or by)

    (با امتیاز کم یا اشکال) قبول شدن، پذیرفته شدن، عبور کردن

Idioms

  • narrow (or close or near) squeak

    (عامیانه) فرار پرمخاطره، عبور از تنگنا، قبول شدن (یا تصویب شدن وغیره) با اشکال زیاد

ارجاع به لغت squeak

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «squeak» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/squeak

لغات نزدیک squeak

پیشنهاد بهبود معانی