Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ مهر ۱۴۰۴

      Squeal

      skwiːl skwiːl

      گذشته‌ی ساده:

      squealed

      شکل سوم:

      squealed

      سوم‌شخص مفرد:

      squeals

      وجه وصفی حال:

      squealing

      شکل جمع:

      squeals

      معنی squeal | جمله با squeal

      verb - intransitive

      جیغ کشیدن، داد زدن، صدا دادن (صدایی بلند و طولانی ایجاد کردن)

      She squealed and jumped back when the cold water touched her feet.

      وقتی آب سرد به پایش خورد، جیغ کشید و به عقب پرید.

      The car’s brakes squealed every time the driver stopped.

      ترمزهای ماشین هر بار که راننده توقف می‌کرد، صدا می‌دادند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The pigs squealed excitedly.

      خوک‌ها با هیجان خرناس می‌کشیدند.

      The horses squealed in terror.

      اسب‌ها از وحشت شیهه می‌کشیدند.

      The birds squealed as if in pain.

      پرندگان چنان قات‌قات می‌کردند، گویی درد می‌کشیدند.

      I heard the brakes squeal.

      صدای گوشخراش ترمز را شنیدم.

      verb - intransitive informal

      دادوفریاد راه انداختن، غر زدن، نالیدن، اعتراض کردن (با صدای بلند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      She always squeals whenever things don’t go her way.

      او همیشه وقتی کارها طبق میلش پیش نمی‌رود، غر می‌زند.

      Parents are squealing about the new school rules.

      والدین به قوانین جدید مدرسه اعتراض می‌کنند.

      slang verb - intransitive

      لو دادن، گزارش دادن به پلیس، فروختن

      He squealed on his own friends.

      دوستان خودش را لو داد.

      She squealed on her partner to avoid going to jail herself.

      برای اینکه خودش به زندان نیفتد، شریکش را به پلیس گزارش داد.

      noun countable

      جیغ، فریاد، صدای بلند

      The old door opened with a long, painful squeal.

      در قدیمی با صدایی طولانی و گوش‌خراش باز شد.

      Her sudden squeal made everyone turn their heads.

      فریاد ناگهانی او باعث شد همه سرشان را برگردانند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد squeal

      1. noun, verb yell in a loud and high-pitched manner
        Synonyms:
        scream shout yell screech shriek howl wail squawk yelp yowl peep bleat yip rasp grate creak cheep scream bloody murder
      1. verb inform on
        Synonyms:
        tell talk betray complain protest rat on snitch tattle sing blab squawk tattletale sell down the river
        Antonyms:
        hide conceal

      سوال‌های رایج squeal

      گذشته‌ی ساده squeal چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده squeal در زبان انگلیسی squealed است.

      شکل سوم squeal چی میشه؟

      شکل سوم squeal در زبان انگلیسی squealed است.

      شکل جمع squeal چی میشه؟

      شکل جمع squeal در زبان انگلیسی squeals است.

      وجه وصفی حال squeal چی میشه؟

      وجه وصفی حال squeal در زبان انگلیسی squealing است.

      سوم‌شخص مفرد squeal چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد squeal در زبان انگلیسی squeals است.

      ارجاع به لغت squeal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «squeal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/squeal

      لغات نزدیک squeal

      • - squeaky
      • - squeaky-clean
      • - squeal
      • - squeamish
      • - squeegee
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.