آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Scream

      skriːm skriːm

      گذشته‌ی ساده:

      screamed

      شکل سوم:

      screamed

      سوم‌شخص مفرد:

      screams

      وجه وصفی حال:

      screaming

      شکل جمع:

      screams

      معنی scream | جمله با scream

      verb - transitive verb - intransitive B1

      جیغ زدن، فریاد زدن، جیغ جیغ کردن، ناگهانی گفتن، با صدای بلند گفتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      She screamed for help.

      جیغ زد و کمک خواست.

      As soon as she saw the mouse, she screamed.

      تا موش را دید جیغ زد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She screamed with laughter.

      بلند زد زیر خنده.

      The cold wind screamed through the trees.

      باد سرد از بالای درختان سوت‌زنان رد می‌شد.

      The speaker screamed himself hoarse.

      سخنران آن‌قدر با صدای بلند حرف زد که صدایش گرفت.

      Our growing cities are screaming for water.

      شهرهای درحال رشد ما برای آب فریاد می‌زنند.

      Newspapers screamed for reforms.

      روزنامه‌ها سخت خواستار اصلاحات بودند.

      Newspaper headlines screamed the news.

      سرعنوان‌های روزنامه‌ها آن خبر را با هیاهو اعلام کردند.

      noun countable

      جیغ، فریاد، ضجه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Her scream filled the house.

      جیغ او خانه را پر کرد.

      the dying patient's painful screams

      نعره‌های حاکی از درد بیمار در حال مرگ

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scream

      1. noun outcry
        Synonyms:
        cry yell shout holler wail howl shriek yelp screech
      1. noun person or thing that is very funny
        Synonyms:
        comedian comic joker wit entertainer card character sensation riot laugh hoot howl sidesplitter guffaw panic comedienne
        Antonyms:
        seriousness
      1. verb cry out
        Synonyms:
        shout yell holler roar bawl screech shriek howl wail bellow squeal yowl yip blare sing out voice shrill caterwaul jar screak
        Antonyms:
        be quiet

      سوال‌های رایج scream

      گذشته‌ی ساده scream چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده scream در زبان انگلیسی screamed است.

      شکل سوم scream چی میشه؟

      شکل سوم scream در زبان انگلیسی screamed است.

      شکل جمع scream چی میشه؟

      شکل جمع scream در زبان انگلیسی screams است.

      وجه وصفی حال scream چی میشه؟

      وجه وصفی حال scream در زبان انگلیسی screaming است.

      سوم‌شخص مفرد scream چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد scream در زبان انگلیسی screams است.

      ارجاع به لغت scream

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «scream» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/scream

      لغات نزدیک scream

      • - screak
      • - screaky
      • - scream
      • - screamer
      • - screaming
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.