آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Voice

      vɔɪs vɔɪs

      گذشته‌ی ساده:

      voiced

      شکل سوم:

      voiced

      سوم‌شخص مفرد:

      voices

      وجه وصفی حال:

      voicing

      شکل جمع:

      voices

      معنی voice | جمله با voice

      noun countable uncountable B1

      صدا، بانگ، صوت، آوا، واک، ندا، لحن، طرز سخن

      I heard my mother's voice.

      صدای مادرم را شنیدم.

      Ghamar had a good voice.

      قمر صدای خوبی داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He spoke in a loud voice.

      با صدای بلند حرف می‌زد.

      He has lost his voice.

      صدایش گرفته است.

      the voice of conscience

      ندای وجدان

      the voice of the sea

      آوای دریا

      with an angry voice

      با لحنی خشم‌آلود

      noun

      رای، نفوذ، نظر، خواسته، حق اظهار نظر، بیان، ابراز، سخنگو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      to have a voice in one's government

      حق اظهارنظر در امور دولت خود را داشتن

      the voice of the people

      خواسته‌ی مردم

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They gave voice to their joy.

      آنان شعف خود را ابراز کردند.

      the voice of the opposition group

      سخنگوی دسته‌ی مخالف

      They voiced their approval.

      آنان موافقت خود را شفاهی اعلام کردند.

      noun

      (دستور زبان ـ فعل) صیغه، صورت، حالت، وجه

      passive voice

      وجه مجهول

      active voice

      حالت معلوم

      noun countable uncountable

      آواز، آوازخوان، خواننده، واکداری

      noun

      ارگان رسمی (یا نیمه رسمی)

      A newspaper which is considered to be the voice of the government.

      روزنامه‌ای که ارگان دولت محسوب می‌شود.

      verb - transitive

      با صدا بیان کردن، (با سخن) بیان کردن، ابراز کردن، گفتن، به زبان آوردن

      verb - transitive

      (ارگ و پیانو و غیره را) تنظیم کردن، کوک کردن

      to voice the pipes of an organ

      لوله‌های ارگ را تنظیم کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد voice

      1. noun expression, language
        Synonyms:
        language utterance speech words vocalization sound statement articulation delivery tone vent shout yell call cry exclamation roar song tongue intonation inflection modulation murmur mutter vociferation
      1. noun opinion
        Synonyms:
        view say vote preference choice decision option expression will wish approval right of free speech representation part participation vent say-so suffrage vox populi
      1. verb express opinion; put into words
        Synonyms:
        say speak express utter verbalize vocalize announce declare deliver proclaim present articulate divulge tell air assert put vent recount pronounce give utterance give expression come out with emphasize enunciate sound modulate intonate inflect cry talk
        Antonyms:
        be quiet

      Collocations

      in voice

      دارای صدای مناسب یا آماده برای آواز خواندن

      Idioms

      with one voice

      متفق‌القول، همدل و هم‌صدا، هم‌عقیده، به‌اتفاق آرا

      سوال‌های رایج voice

      گذشته‌ی ساده voice چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده voice در زبان انگلیسی voiced است.

      شکل سوم voice چی میشه؟

      شکل سوم voice در زبان انگلیسی voiced است.

      شکل جمع voice چی میشه؟

      شکل جمع voice در زبان انگلیسی voices است.

      وجه وصفی حال voice چی میشه؟

      وجه وصفی حال voice در زبان انگلیسی voicing است.

      سوم‌شخص مفرد voice چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد voice در زبان انگلیسی voices است.

      ارجاع به لغت voice

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «voice» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/voice

      لغات نزدیک voice

      • - voguish
      • - vogul
      • - voice
      • - voice frequency
      • - voice grade channel
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.