آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Articulate

      ɑːrˈtɪkjələt ɑːrˈtɪkjəleɪt ɑːˈtɪkjələt ɑːˈtɪkjəleɪt

      گذشته‌ی ساده:

      articulated

      شکل سوم:

      articulated

      سوم‌شخص مفرد:

      articulates

      وجه وصفی حال:

      articulating

      صفت تفضیلی:

      more articulate

      صفت عالی:

      most articulate

      معنی articulate | جمله با articulate

      adjective C1

      (سخن) شمرده، رسا، روشن

      adjective

      (شخص) بلیغ، فصیح، زبان‌آور

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      adjective

      (کالبدشناسی، گیاه‌شناسی) بندبند، مفصل‌دار

      verb - transitive

      (سخن) شمرده گرفتن، روشن بیان کردن

      verb - transitive

      (کالبدشناسی، گیاه‌شناسی) مفصل دادن، بند دادن

      verb - intransitive

      شمرده سخن گفتن

      verb - intransitive

      (کالبدشناسی، گیاه‌شناسی) مفصل داشتن، بند خوردن

      An articulated lorry is made in two sections which are joined together by a bar.

      کامیون دو قطعه، از دو بخش که توسط میله‌ای به هم وصل شده‌اند، تشکیل شده است.

      He hasn't yet become articulate in English.

      هنوز در انگلیسی روان نشده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She presented an articulate argument.

      او بحث شیوایی را ارائه داد.

      to articulate a science program for all grades

      برنامه‌ی آموزش علوم را برای همه‌ی کلاس‌ها تنظیم کردن

      Articulate your words; he is a foreigner.

      شمرده حرف بزن؛ (چون) او خارجی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد articulate

      1. adjective clearly, coherently spoken
        Synonyms:
        clear understandable intelligible distinct definite coherent lucid meaningful fluent well-spoken comprehensible expressive eloquent
        Antonyms:
        unclear unintelligible misrepresented
      1. verb say clearly, coherently
        Synonyms:
        say speak state express utter pronounce voice verbalize vocalize enunciate talk sound off mouth
        Antonyms:
        misspeak bumble misrepresent
      1. verb connect
        Synonyms:
        join link couple integrate connect fit together concatenate hinge
        Antonyms:
        disconnect

      Collocations

      an articulate creature

      مخلوق ناطق، جاندار سخندان

      articulated limbs

      دست و پای بندبند (مثل بندپایان)

      سوال‌های رایج articulate

      گذشته‌ی ساده articulate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده articulate در زبان انگلیسی articulated است.

      شکل سوم articulate چی میشه؟

      شکل سوم articulate در زبان انگلیسی articulated است.

      وجه وصفی حال articulate چی میشه؟

      وجه وصفی حال articulate در زبان انگلیسی articulating است.

      سوم‌شخص مفرد articulate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد articulate در زبان انگلیسی articulates است.

      صفت تفضیلی articulate چی میشه؟

      صفت تفضیلی articulate در زبان انگلیسی more articulate است.

      صفت عالی articulate چی میشه؟

      صفت عالی articulate در زبان انگلیسی most articulate است.

      ارجاع به لغت articulate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «articulate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/articulate

      لغات نزدیک articulate

      • - articles of war
      • - articular
      • - articulate
      • - articulated
      • - articulated limbs
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.