آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ اسفند ۱۴۰۲

      Hinge

      hɪndʒ hɪndʒ

      گذشته‌ی ساده:

      hinged

      شکل سوم:

      hinged

      سوم‌شخص مفرد:

      hinges

      شکل جمع:

      hinges

      معنی hinge | جمله با hinge

      noun countable

      لولا (در و پنجره و غیره)

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The door hinge is squeaking.

      لولای در جیرجیر می‌کند.

      Please make sure to tighten the screws on the hinge of the window.

      لطفاً حتماً پیچ‌های لولای پنجره را محکم کنید.

      noun countable

      جانورشناسی زیست‌شناسی کالبدشناسی بند، مفصل

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد

      The hinge of the bivalve shell allowed it to open and close with ease.

      بند پوسته‌ی دوکفه‌ای به آن اجازه می‌داد که به‌راحتی باز و بسته شود.

      The biologist studied the hinges in various animal species.

      این زیست‌شناس مفصل‌های گونه‌های مختلف جانوری را بررسی کرد.

      noun

      نقطه‌ی عطف

      The hinge in our relationship was when we decided to move in together.

      نقطه‌ی عطف رابطه‌ی ما زمانی بود که تصمیم گرفتیم با هم زندگی کنیم.

      His graduation marked a significant hinge in his life,

      فارغ‌التحصیلی‌اش نقطه‌ی عطفی در زندگی‌اش بود.

      noun

      مجازی محور، مدار، مبنا، پاشنه

      In times of crisis, leadership skills become the central hinge.

      در مواقع بحران، مهارت‌های رهبری به محور اصلی تبدیل می‌شوند.

      Trust is the hinge that holds relationships.

      اعتماد پاشنه‌ای است که روابط را حفظ می‌کند.

      verb - intransitive verb - transitive

      لولادار کردن، لولا زدن به، با لولا وصل کردن (در و پنجره و غیره)

      He hinged the door to make sure it opened smoothly.

      او در را لولادار کرد تا مطمئن شود که به‌آرامی باز می‌شود.

      I need to hinge this window.

      باید به این پنجره لولا بزنم.

      verb - transitive

      بستگی داشتن، وابسته بودن، منوط بودن

      The war's destiny hinged on the decisions of only one man.

      سرنوشت جنگ فقط به تصمیمات یک نفر بستگی داشت.

      The success of the project will hinge on securing additional funding.

      موفقیت این پروژه منوط به تأمین بودجه‌ی اضافی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hinge

      1. noun pivot, turning point
        Synonyms:
        joint link axis pin hook elbow knee juncture articulation swivel butt ball-and-socket spring
      1. verb be contingent on
        Synonyms:
        depend rest turn on revolve around turn hang pivot stand on be subject to pend be undecided

      سوال‌های رایج hinge

      گذشته‌ی ساده hinge چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده hinge در زبان انگلیسی hinged است.

      شکل سوم hinge چی میشه؟

      شکل سوم hinge در زبان انگلیسی hinged است.

      شکل جمع hinge چی میشه؟

      شکل جمع hinge در زبان انگلیسی hinges است.

      وجه وصفی حال hinge چی میشه؟

      وجه وصفی حال hinge در زبان انگلیسی hinging است.

      سوم‌شخص مفرد hinge چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد hinge در زبان انگلیسی hinges است.

      ارجاع به لغت hinge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hinge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hinge

      لغات نزدیک hinge

      • - hindustani
      • - hines
      • - hinge
      • - hinge joint
      • - hinged
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.