آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ آبان ۱۴۰۴

      Turn On

      tɜrn ɑn tɜːn ɒn

      گذشته‌ی ساده:

      turned on

      شکل سوم:

      turned on

      سوم‌شخص مفرد:

      turns on

      وجه وصفی حال:

      turning on

      معنی turn on | جمله با turn on

      phrasal verb

      ابراز کردن، نشان دادن، به نمایش گذاشتن، متجلی کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      She really turned on her creativity for the art competition.

      او واقعاً خلاقیت خود را در مسابقه‌ی هنری نشان داد.

      During the presentation, he turned on his confidence to impress the audience.

      درطول ارائه، او اعتمادبه‌نفس خود را به نمایش گذاشت تا مخاطبان را تحت‌تأثیر قرار دهد.

      phrasal verb

      حمله کردن، انتقاد کردن، برخورد کردن، یورش بردن (ناگهانی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      During the meeting, he turned on his colleagues over a minor mistake.

      در جلسه به‌خاطر اشتباهی کوچک به همکارانش حمله کرد.

      She turned on me without any warning, accusing me of lying.

      او بدون هیچ هشداری ناگهان سر من آمد و مرا به دروغ‌گویی متهم کرد.

      phrasal verb

      وابسته بودن، بستگی داشتن، مشروط بودن، تعیین شدن توسط چیزی دیگر

      The final award turns on the judges’ evaluation of each performance.

      جوایز نهایی توسط ارزیابی داوران از هر اجرا تعیین می‌شود.

      The decision to launch the product turns on market research results.

      تصمیم برای عرضه‌ی محصول، مشروط به نتایج تحقیقات بازار است.

      phrasal verb informal

      برانگیختن، تحریک کردن، هیجان‌زده کردن، حشری کردن

      Tall men really turn me on.

      مردان قدبلند واقعاً مرا تحریک می‌کنند.

      Different things turn on different people.

      چیزهای مختلف، افراد مختلف را حشری می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد turn on

      1. verb excite, please
        Synonyms:
        please stimulate arouse stir up thrill attract introduce initiate get started show captivate enchant titillate work up
        Antonyms:
        displease disgust turn off disenchant
      1. verb start the operation of
        Synonyms:
        start up begin activate switch on energize get started initiate put on set in motion ignite introduce put in gear log on
        Antonyms:
        turn off shut down end finish close

      ارجاع به لغت turn on

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «turn on» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/turn on

      لغات نزدیک turn on

      • - turn of events
      • - turn off
      • - turn on
      • - turn one's back on
      • - turn one's head
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.