آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

      Ignite

      ɪɡˈnaɪt ɪɡˈnaɪt

      گذشته‌ی ساده:

      ignited

      شکل سوم:

      ignited

      سوم‌شخص مفرد:

      ignites

      وجه وصفی حال:

      igniting

      معنی ignite | جمله با ignite

      verb - intransitive verb - transitive C1

      شیمی آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن، شروع به سوختن کردن یا باعث سوختن یا انفجار چیزی شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      The rocket was ignited by remote control.

      موشک با کنترل از راه دور پرتاب (آتش) شد.

      The fuel spontaneously ignites because of the high temperature.

      سوخت به دلیل دمای بالا خودبه‌خود مشتعل می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The forest fire began when a spark from a campfire ignited some dry grass.

      آتش‌سوزی جنگل زمانی شروع شد که جرقه‌ای از آتشِ اردو، مقداری علف خشک را شعله‌ور کرد.

      Fuel is ignited by the motor's spark plugs.

      سوخت توسط شمع‌های موتور مشتعل می‌شود.

      He ignited the fire.

      او آتش را روشن کرد.

      verb - transitive C2

      باعث شروع یک موقعیت خطرناک، هیجان‌انگیز یا خشم‌آلود شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The proposed restrictions have ignited a storm of protest.

      محدودیت‌های پیشنهادی، طوفانی از اعتراضات را به پا کرده است.

      His injustice ignited the people's anger.

      بیدادگری او خشم مردم را برانگیخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His powerful speech ignited the imagination of the young audience.

      سخنرانی قدرتمند او تخیل مخاطبان جوان را برانگیخت (شعله‌ور کرد). 

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ignite

      1. verb set on fire
        Synonyms:
        light fire burn kindle inflame set fire to set alight enkindle touch off catch fire flare up put match to start up take fire burst into flames
        Antonyms:
        put out extinguish

      سوال‌های رایج ignite

      گذشته‌ی ساده ignite چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده ignite در زبان انگلیسی ignited است.

      شکل سوم ignite چی میشه؟

      شکل سوم ignite در زبان انگلیسی ignited است.

      وجه وصفی حال ignite چی میشه؟

      وجه وصفی حال ignite در زبان انگلیسی igniting است.

      سوم‌شخص مفرد ignite چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد ignite در زبان انگلیسی ignites است.

      ارجاع به لغت ignite

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ignite» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ignite

      لغات نزدیک ignite

      • - ignis fatuus
      • - ignisfatuus
      • - ignite
      • - igniter
      • - ignition
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.