گذشتهی ساده:
ignitedشکل سوم:
ignitedسومشخص مفرد:
ignitesوجه وصفی حال:
ignitingشیمی آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن، شروع به سوختن کردن یا باعث سوختن یا انفجار چیزی شدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی شیمی
The rocket was ignited by remote control.
موشک با کنترل از راه دور پرتاب (آتش) شد.
The fuel spontaneously ignites because of the high temperature.
سوخت به دلیل دمای بالا خودبهخود مشتعل میشود.
The forest fire began when a spark from a campfire ignited some dry grass.
آتشسوزی جنگل زمانی شروع شد که جرقهای از آتشِ اردو، مقداری علف خشک را شعلهور کرد.
Fuel is ignited by the motor's spark plugs.
سوخت توسط شمعهای موتور مشتعل میشود.
He ignited the fire.
او آتش را روشن کرد.
باعث شروع یک موقعیت خطرناک، هیجانانگیز یا خشمآلود شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The proposed restrictions have ignited a storm of protest.
محدودیتهای پیشنهادی، طوفانی از اعتراضات را به پا کرده است.
His injustice ignited the people's anger.
بیدادگری او خشم مردم را برانگیخت.
His powerful speech ignited the imagination of the young audience.
سخنرانی قدرتمند او تخیل مخاطبان جوان را برانگیخت (شعلهور کرد).
گذشتهی ساده ignite در زبان انگلیسی ignited است.
شکل سوم ignite در زبان انگلیسی ignited است.
وجه وصفی حال ignite در زبان انگلیسی igniting است.
سومشخص مفرد ignite در زبان انگلیسی ignites است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ignite» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ignite