آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ شهریور ۱۴۰۴

      Initiate

      ɪˈnɪʃiət ɪˈnɪʃieɪt ɪˈnɪʃiət ɪˈnɪʃieɪt

      گذشته‌ی ساده:

      initiated

      شکل سوم:

      initiated

      سوم‌شخص مفرد:

      initiates

      وجه وصفی حال:

      initiating

      شکل جمع:

      initiates

      معنی initiate | جمله با initiate

      verb - transitive formal C1

      آغاز کردن، شروع کردن، به راه انداختن، باعث شدن

      Poor planning initiated a series of unexpected problems.

      برنامه‌ریزی ضعیف باعث شد مجموعه‌ای از مشکلات غیرمنتظره به وجود بیاید.

      He initiated the discussion by asking a simple question.

      او بحث را با پرسیدن سؤالی ساده آغاز کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to initiate a new course of studies

      برنامه‌ی تحصیلی نوینی را آغاز کردن

      the economic reforms which were initiated by the government

      اصلاحات اقتصادی که توسط دولت آغاز شده بود

      verb - transitive

      آشنا کردن، وارد کردن، یاد دادن، تعلیم دادن، تشرف دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The elder initiated the child into traditional songs and stories.

      پیر قبیله، کودک را با ترانه‌ها و داستان‌های سنتی آشنا کرد.

      Five other students were initiated into the fraternity.

      پنج دانشجوی دیگر به عضویت انجمن اخوت پذیرفته شدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His master initiated him into the mysteries of Sufism.

      مرشد او، وی را به رموز صوفیگری وارد کرد.

      to initiate someone into the game of chess

      (فوت و فن) بازی شطرنج را به کسی آموختن

      noun countable formal

      عضو تازه‌وارد، ورودی تازه

      Every initiate must swear to keep the society’s secrets.

      هر تازه‌وارد باید قسم بخورد که اسرار انجمن را حفظ کند.

      The initiates were taught the rituals of the order.

      اعضای تازه‌وارد با آیین‌های این انجمن آشنا شدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The master entered with three of his initiates.

      مرشد با سه تا از نوچه‌هایش وارد شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد initiate

      1. verb start, introduce
        Synonyms:
        begin open introduce launch set up trigger originate institute inaugurate pioneer commence enter admit take up invest induct install instate take in intro make up dream up get under way kick off set in motion come up with break the ice get ball rolling get feet wet usher in come out with
        Antonyms:
        end finish close terminate
      1. verb teach
        Synonyms:
        instruct train inform introduce coach familiarize enlighten brief indoctrinate edify induct instate invest
        Antonyms:
        neglect ignore

      لغات هم‌خانواده initiate

      noun
      initiation
      verb - transitive
      initiate

      سوال‌های رایج initiate

      گذشته‌ی ساده initiate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده initiate در زبان انگلیسی initiated است.

      شکل سوم initiate چی میشه؟

      شکل سوم initiate در زبان انگلیسی initiated است.

      شکل جمع initiate چی میشه؟

      شکل جمع initiate در زبان انگلیسی initiates است.

      وجه وصفی حال initiate چی میشه؟

      وجه وصفی حال initiate در زبان انگلیسی initiating است.

      سوم‌شخص مفرد initiate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد initiate در زبان انگلیسی initiates است.

      ارجاع به لغت initiate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «initiate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/initiate

      لغات نزدیک initiate

      • - initialize
      • - initially
      • - initiate
      • - initiated
      • - initiation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      on top orbit otis paris petrol establish pointed face predictable probably punctate real-time wash blind side unscramble convey دلخوشی دلربا دلشوره دلهره دلپسند دل‌درد دما دندان‌درد دو امدادی دوباره سنجی دوبل درددل کردن درس عبرت درست حدس زدن درس گرفتن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.