آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Enter

      ˈent̬ər ˈentə

      گذشته‌ی ساده:

      entered

      شکل سوم:

      entered

      سوم‌شخص مفرد:

      enters

      وجه وصفی حال:

      entering

      شکل جمع:

      enters

      معنی enter | جمله با enter

      verb - intransitive A2

      داخل شدن، وارد شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      Don't enter without permission!

      بدون اجازه تو نیا!

      Enter Romeo.

      رومئو داخل می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to enter into a conversation

      وارد صحبت شدن

      verb - intransitive

      گراییدن، پیوستن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      to enter into the priesthood

      وارد کار کشیشی شدن

      verb - intransitive

      دخیل بودن

      Many processes enter into the making of this product.

      فرایندهای زیادی در ساختن این فرآورده دخالت دارد.

      Many considerations entered into the framing of this document.

      ملاحظات زیادی در تدوین این سند دخیل بوده است.

      verb - transitive

      وارد شدن به

      They entered the room together.

      با هم داخل اتاق شدند.

      The car entered the garden through the gate.

      اتومبیل از در وارد باغ شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The bullet entered his body.

      گلوله وارد بدنش شد.

      David entered the field of medicine.

      دیوید وارد رشته‌ی پزشکی شد.

      She entered the key in the lock.

      کلید را در قفل قرار داد.

      verb - transitive

      ثبت کردن، وارد کردن

      All receipts must be entered in the account book.

      کلیه‌ی دریافتی‌ها باید در دفتر حساب وارد شود.

      You first have to enter your name and code number.

      اول باید نام و شماره‌ی کد خودت را ثبت کنی.

      verb - transitive

      شرکت کردن، عضو شدن، نام‌نویسی کردن

      He entered the competition.

      او در مسابقه شرکت کرد.

      He officially entered the gubernatorial race.

      او رسماً وارد مبارزه‌ی انتخاباتی برای فرمانداری ایالت شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The teacher entered her for the swimming contest.

      معلم او را برای شرکت در مسابقه‌ی شنا نام‌نویسی کرد.

      verb - transitive

      خطور کردن

      A new doubt entered his mind.

      تردید جدیدی به مغزش خطور کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد enter

      1. verb come, put into a place
        Synonyms:
        come in go in get in arrive move in introduce insert penetrate intrude invade creep crawl slip sneak immigrate drop in pop in pass into make an entrance set foot in gain entree access infiltrate pile in crack pierce work in insinuate rush in drive in intrude break in force make way press push horn in jump in butt in bust in probe wrestle worm in barge in breeze in crowd in wrestle wriggle blow in
        Antonyms:
        go leave exit depart withdraw
      1. verb embark on; take part in
        Synonyms:
        start begin join participate in enroll sign up enlist take up set about commit oneself commence embark on set out on muster open inaugurate sign on become member get oneself into lead off join up set to tee off
        Antonyms:
        stop refrain abstain forget
      1. verb record, list
        Synonyms:
        register note log list set down take down post put in admit insert introduce inscribe inject interpolate intercalate docket
        Antonyms:
        erase delete

      Phrasal verbs

      enter into

      1- شرکت کردن در، وارد شدن (مکالمه و غیره)

      2- عامل بودن در، بخشی (از چیزی) بودن، تشکیل دادن، درکار بودن

      3- سروکار داشتن با، مذاکره (یا معامله) کردن با

      enter on (or upon)

      1- آغاز کردن، شروع کردن 2- استفاده بردن از، متمتع شدن، بهره گرفتن

      Idioms

      enter (somebody) for (something)

      اسم کسی را در مسابقه (یا آزمون و غیره) نوشتن

      لغات هم‌خانواده enter

      noun
      entrance, entrant, entry
      verb - intransitive
      enter

      سوال‌های رایج enter

      گذشته‌ی ساده enter چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده enter در زبان انگلیسی entered است.

      شکل سوم enter چی میشه؟

      شکل سوم enter در زبان انگلیسی entered است.

      شکل جمع enter چی میشه؟

      شکل جمع enter در زبان انگلیسی enters است.

      وجه وصفی حال enter چی میشه؟

      وجه وصفی حال enter در زبان انگلیسی entering است.

      سوم‌شخص مفرد enter چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد enter در زبان انگلیسی enters است.

      ارجاع به لغت enter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «enter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/enter

      لغات نزدیک enter

      • - entente
      • - entente cordiale
      • - enter
      • - enter (somebody) for (something)
      • - enter a competition
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.