آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ آذر ۱۴۰۴

      Access

      ˈækses ˈækses

      گذشته‌ی ساده:

      accessed

      شکل سوم:

      accessed

      سوم‌شخص مفرد:

      accesses

      وجه وصفی حال:

      accessing

      معنی access | جمله با access

      noun uncountable B1

      دسترسی (راه یا امکان رسیدن به کسی یا جایی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Investigators wanted to get access to his home.

      کارآگاهان خواستار دسترسی به خانه‌ی او شدند.

      consultants who have easy access to the president

      مشاورانی که دسترسی راحتی به رئیس‌جمهور دارند

      noun uncountable B1

      دسترسی (فرصت یا حق استفاده)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The manager has the right to access all confidential files.

      مدیر، حق دسترسی به تمام پرونده‌های محرمانه را دارد.

      Students must have proper ID to gain access to the laboratory.

      دانش‌آموزان برای دسترسی به آزمایشگاه، باید کارت شناسایی معتبر داشته باشند.

      verb - transitive

      دست یافتن، دسترسی داشتن، رسیدن، وارد شدن

      Only staff can access the server room.

      تنها کارکنان می‌توانند وارد اتاق سرور شوند.

      Visitors may not access the construction area for safety reasons.

      بازدیدکنندگان، به‌دلایل ایمنی، امکان ورود به محل ساخت‌وساز را ندارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A country with no access to the sea.

      کشوری که راه به دریا ندارد.

      verb - transitive

      دسترسی داشتن، استفاده کردن (از خدمات)

      He has access to some of the best physicians.

      او به برخی از بهترین دکترها دسترسی دارد.

      Citizens should have easy access to government services.

      شهروندان باید امکان استفاده‌ی آسان از خدمات دولتی را داشته باشند.

      verb - transitive B2

      کامپیوتر دسترسی داشتن، باز کردن، وارد شدن (وبسایت، فایل و...)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      He accessed the document to make some edits.

      او فایل را باز کرد تا تغییراتی اعمال کند.

      Students can access the online portal with their login credentials.

      دانش‌آموزان می‌توانند با اطلاعات ورود خود، به پرتال آنلاین دسترسی پیدا کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد access

      1. noun admission, means of entry, approach
        Synonyms:
        way road path approach entrance entry introduction admission avenue passage door contact connection route means of entry ingress in key admittance entree open door open arms
        Antonyms:
        outlet egress
      1. verb reach or gain access to
        Synonyms:
        get at locate gain access to reach traject

      Collocations

      gain access (to)

      دسترسی پیدا کردن

      have access to

      دسترسی داشتن به

      speedy access

      دسترسی سریع

      remote access your email

      دسترسی از راه دور به ایمیل شما

      لغات هم‌خانواده access

      noun
      access, accessibility
      adjective
      accessible
      verb - transitive
      access
      adverb
      accessibly

      سوال‌های رایج access

      گذشته‌ی ساده access چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده access در زبان انگلیسی accessed است.

      شکل سوم access چی میشه؟

      شکل سوم access در زبان انگلیسی accessed است.

      وجه وصفی حال access چی میشه؟

      وجه وصفی حال access در زبان انگلیسی accessing است.

      سوم‌شخص مفرد access چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد access در زبان انگلیسی accesses است.

      ارجاع به لغت access

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «access» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/access

      لغات نزدیک access

      • - accepting
      • - acceptor
      • - access
      • - access arm
      • - access control
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      volume vivisect visa vina vicariously vibraphone verbiage potent velázquez urbanization urawa upscale up-to-date unseen unsolved میخ کوبیدن ناخن‌کار ناخوانا نامعلوم نامدار ناهمواری ناواضح نخل پزشک یار چشم‌انداز چشم‌به‌راه چندش‌آور چندین دفعه چه طور چهره
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.