آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ آذر ۱۴۰۴

    Access

    ˈækses ˈækses

    گذشته‌ی ساده:

    accessed

    شکل سوم:

    accessed

    سوم‌شخص مفرد:

    accesses

    وجه وصفی حال:

    accessing

    معنی access | جمله با access

    noun uncountable B1

    دسترسی (راه یا امکان رسیدن به کسی یا جایی)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    Investigators wanted to get access to his home.

    کارآگاهان خواستار دسترسی به خانه‌ی او شدند.

    consultants who have easy access to the president

    مشاورانی که دسترسی راحتی به رئیس‌جمهور دارند

    noun uncountable B1

    دسترسی (فرصت یا حق استفاده)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    The manager has the right to access all confidential files.

    مدیر، حق دسترسی به تمام پرونده‌های محرمانه را دارد.

    Students must have proper ID to gain access to the laboratory.

    دانش‌آموزان برای دسترسی به آزمایشگاه، باید کارت شناسایی معتبر داشته باشند.

    verb - transitive

    دست یافتن، دسترسی داشتن، رسیدن، وارد شدن

    Only staff can access the server room.

    تنها کارکنان می‌توانند وارد اتاق سرور شوند.

    Visitors may not access the construction area for safety reasons.

    بازدیدکنندگان، به‌دلایل ایمنی، امکان ورود به محل ساخت‌وساز را ندارند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    A country with no access to the sea.

    کشوری که راه به دریا ندارد.

    verb - transitive

    دسترسی داشتن، استفاده کردن (از خدمات)

    He has access to some of the best physicians.

    او به برخی از بهترین دکترها دسترسی دارد.

    Citizens should have easy access to government services.

    شهروندان باید امکان استفاده‌ی آسان از خدمات دولتی را داشته باشند.

    verb - transitive B2

    کامپیوتر دسترسی داشتن، باز کردن، وارد شدن (وبسایت، فایل و...)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

    مشاهده

    He accessed the document to make some edits.

    او فایل را باز کرد تا تغییراتی اعمال کند.

    Students can access the online portal with their login credentials.

    دانش‌آموزان می‌توانند با اطلاعات ورود خود، به پرتال آنلاین دسترسی پیدا کنند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد access

    1. noun admission, means of entry, approach
      Synonyms:
      way road path approach entrance entry introduction admission avenue passage door contact connection route means of entry ingress in key admittance entree open door open arms
      Antonyms:
      outlet egress
    1. verb reach or gain access to
      Synonyms:
      get at locate gain access to reach traject

    Collocations

    gain access (to)

    دسترسی پیدا کردن

    have access to

    دسترسی داشتن به

    speedy access

    دسترسی سریع

    remote access your email

    دسترسی از راه دور به ایمیل شما

    لغات هم‌خانواده access

    noun
    access, accessibility
    adjective
    accessible
    verb - transitive
    access
    adverb
    accessibly

    سوال‌های رایج access

    گذشته‌ی ساده access چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده access در زبان انگلیسی accessed است.

    شکل سوم access چی میشه؟

    شکل سوم access در زبان انگلیسی accessed است.

    وجه وصفی حال access چی میشه؟

    وجه وصفی حال access در زبان انگلیسی accessing است.

    سوم‌شخص مفرد access چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد access در زبان انگلیسی accesses است.

    ارجاع به لغت access

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «access» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/access

    لغات نزدیک access

    • - accepting
    • - acceptor
    • - access
    • - access arm
    • - access control
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.