«فست‌دیکشنری، حامیِ خيريه‌ی کودکان فرشته‌اند»
فروشگاه نیکوکاری

Approach معنی

  • American English phonetic: əˈproʊtʃ
  • British English phonetic: əˈprəʊtʃ
  • (Verb - transitive) نزدیک شدن به، نزدیک آمدن به، نزدیک بودن به
  • (Verb - transitive) (مجازی) به پای کسی یا چیزی رسیدن، با کسی یا چیزی برابری کردن
  • (Verb - transitive) رهیافت، راهبرد، نگرش، تلقی، برخورد، رویکرد، روش، شیوه
  • (Verb - intransitive) نزدیک بودن، نزدیک شدن
  • (Noun) تقریب، نزدیکی، رسیدن، نزدیک شدن
  • (Noun) راه، راه دسترسی، راه رسیدن
    • - easy of approach
    • - سهل‌الوصول، زودیاب
    • - difficult of approach
    • - دیریاب، دور از دسترس
    • - make approaches to somebody
    • - نزد کسی راه جستن، در دل کسی راه پیدا کردن، تو دل کسی جا باز کردن، به کسی تقرب جستن
    مشاهده نمونه جمله بیشتر
  • (Noun) تقاضا، درخواست، پیشنهاد

دیکشنری و مترجم متن دو زبانه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

English to Persian/Farsi and Persian/Farsi to English dictionary and translator