آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ مرداد ۱۴۰۵

      Come At

      kʌmət kʌm æt

      گذشته‌ی ساده:

      came at

      شکل سوم:

      come at

      سوم‌شخص مفرد:

      comes at

      وجه وصفی حال:

      coming at

      معنی come at | جمله با come at

      phrasal verb B2

      حمله کردن، حمله‌ور شدن

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      He came at me with a kitchen knife.

      او با یک چاقوی آشپزخانه به‌سمت من حمله‌ کرد.

      The stray dog came at the children barking and snarling.

      سگ ولگرد با پارس و غُرِش به‌سمت بچه‌ها حمله‌ور شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't come at me with accusations without evidence.

      با اتهامات بدون مدرک به من حمله نکن.

      The protesters came at the officers after the speech.

      معترضان بعداز سخنرانی به افسران حمله‌ور شدند.

      phrasal verb

      رسیدن، نزدیک شدن، نائل شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The message came at midnight.

      پیام در نیمه‌شب رسید.

      Help came at just the right time.

      کمک دقیقاً در زمان مناسب نائل شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Relief came at last.

      بالاخره آرامش رسید.

      phrasal verb

      بررسی کردن، رسیدگی کردن، برخورد کردن

      Journalists came at the story from many angles.

      روزنامه‌نگاران این داستان را از زوایای مختلف بررسی کردند.

      How do you intend to come at this issue in the meeting?

      قصد داری در جلسه چگونه به این مسئله رسیدگی کنی؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't come at the problem from the same angle every time.

      هربار از همان زاویه به مسئله رسیدگی نکن.

      She came at the task with fresh ideas.

      او با ایده‌های تازه به این وظیفه رسیدگی کرد.

      If you come at the data differently, you'll see a pattern.

      اگر داده‌ها را از زاویه‌ای متفاوت بررسی کنید، الگو را خواهید دید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد come at

      1. phrasal verb reach, attain
        Synonyms:
        achieve attain succeed win grasp accomplish find discover touch feel for
      1. phrasal verb attack
        Synonyms:
        assault charge go for fall upon rush invade assail fly at light into

      ارجاع به لغت come at

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «come at» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/come-at

      لغات نزدیک come at

      • - come around (or round)
      • - come as a bit of a shock
      • - come at
      • - come away
      • - come back
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ratbite fever sculpturesque wedded ignominious magnetizing force last name originally pay attention hardwood percent spare part watch TV their quite puerto rico رسومی کفگیر ماه‌گرفتگی ریم‌آهن احسان کردن حفاظت روزت مبارک روزنه ذوق‌زده حشره‌خوار دوجین ستاندن سرانجام سرزنش سرمشق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.