گذشتهی ساده:
came atشکل سوم:
come atسومشخص مفرد:
comes atوجه وصفی حال:
coming atحمله کردن، حملهور شدن
He came at me with a kitchen knife.
او با یک چاقوی آشپزخانه بهسمت من حمله کرد.
The stray dog came at the children barking and snarling.
سگ ولگرد با پارس و غُرِش بهسمت بچهها حملهور شد.
Don't come at me with accusations without evidence.
با اتهامات بدون مدرک به من حمله نکن.
The protesters came at the officers after the speech.
معترضان بعداز سخنرانی به افسران حملهور شدند.
رسیدن، نزدیک شدن، نائل شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The message came at midnight.
پیام در نیمهشب رسید.
Help came at just the right time.
کمک دقیقاً در زمان مناسب نائل شد.
Relief came at last.
بالاخره آرامش رسید.
بررسی کردن، رسیدگی کردن، برخورد کردن
Journalists came at the story from many angles.
روزنامهنگاران این داستان را از زوایای مختلف بررسی کردند.
How do you intend to come at this issue in the meeting?
قصد داری در جلسه چگونه به این مسئله رسیدگی کنی؟
Don't come at the problem from the same angle every time.
هربار از همان زاویه به مسئله رسیدگی نکن.
She came at the task with fresh ideas.
او با ایدههای تازه به این وظیفه رسیدگی کرد.
If you come at the data differently, you'll see a pattern.
اگر دادهها را از زاویهای متفاوت بررسی کنید، الگو را خواهید دید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «come at» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/come-at