آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Achieve

      əˈtʃiːv əˈtʃiːv

      گذشته‌ی ساده:

      achieved

      شکل سوم:

      achieved

      سوم‌شخص مفرد:

      achieves

      وجه وصفی حال:

      achieving

      معنی achieve | جمله با achieve

      verb - transitive B1

      انجام دادن، به اتمام رساندن، به انجام رساندن، از پیش بردن، دست یافتن، به دست آوردن، رسیدن، رسیدن به، نائل شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      That country's independence was achieved two hundred years ago.

      آن کشور دویست سال پیش استقلال یافت.

      The riots achieved nothing.

      شورش‌ها به جایی نرسید.

      verb - intransitive

      موفقیت کسب کردن، موفق شدن، کامیاب شدن، به نتیجه رسیدن، به هدف رسیدن، توفیق یافتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Women can also achieve in activities monopolized by men.

      زن‌ها نیز می‌توانند در فعالیت‌هایی که در انحصار مردهاست موفق باشند.

      Some are born great and some achieve greatness.

      برخی از افراد بزرگ‌زاده به دنیا می‌آیند و برخی بزرگی را کسب می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to achieve one's goal

      به هدف خود رسیدن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد achieve

      1. verb bring to successful conclusion; reach a goal
        Synonyms:
        do get win end cap close gain seal sign earn reach solve attain manage effect obtain finish settle deliver procure resolve complete conclude perform produce realize execute accomplish actualize discharge wind up carry out perfect bring off effectuate carry through bring about get done score fulfill bring to pass dispatch work out negotiate earn wings follow through rack up
        Antonyms:
        miss lose fail

      لغات هم‌خانواده achieve

      noun
      achievement, achiever, underachiever, underachievement
      adjective
      achievable
      verb - transitive
      achieve
      verb - intransitive
      underachieve

      سوال‌های رایج achieve

      گذشته‌ی ساده achieve چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده achieve در زبان انگلیسی achieved است.

      شکل سوم achieve چی میشه؟

      شکل سوم achieve در زبان انگلیسی achieved است.

      وجه وصفی حال achieve چی میشه؟

      وجه وصفی حال achieve در زبان انگلیسی achieving است.

      سوم‌شخص مفرد achieve چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد achieve در زبان انگلیسی achieves است.

      ارجاع به لغت achieve

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «achieve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/achieve

      لغات نزدیک achieve

      • - acheweed
      • - achievable
      • - achieve
      • - achieve a personal best
      • - achieve success
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.