گذشتهی ساده:
carried outشکل سوم:
carried outسومشخص مفرد:
carries outوجه وصفی حال:
carrying outتبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تلافی کردن، انتقام گرفتن
انجام تحقیقات بازار
انجام دادن تحقیق، به انجام رساندن بازرسی
انجام دادن یک پروژه تحقیقاتی
انجام دادن یک مطالعه/تحقیق
انجام دادن کار
انجام ارزیابی ریسک
انجام دادن یک نظرسنجی/تحقیق
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «carry out» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/carry-out