آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ آبان ۱۴۰۴

      Made

      meɪd meɪd

      مصدر:

      make

      شکل سوم:

      made

      سوم‌شخص مفرد:

      makes

      وجه وصفی حال:

      making

      معنی made | جمله با made

      زمان گذشته‌ی ساده و شکل سوم فعل Make

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      This necklace is made of gold and decorated with tiny pearls.

      این گردنبند از طلا ساخته شده و با مرواریدهای ریز تزئین شده است.

      The sauce is made of fresh tomatoes and local herbs.

      سس از گوجه‌فرنگی‌های تازه و سبزی‌های محلی تهیه شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      made in Germany

      ساخت آلمان

      made of wood

      ساخته شده از چوب

      a made word

      واژه‌ی ساختگی

      a made dish

      خوارک قاتی‌پاتی

      a made man

      آدمی که موفقیت او حتمی است

      suffix

      (made-) ساخته‌شده در، تولیدشده از

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The company specializes in locally-made furniture.

      این شرکت در تولید مبلمان ساخت داخل تخصص دارد.

      These shoes are Italian-made and entirely handmade.

      این کفش‌ها ساخت ایتالیا و کاملاً دست‌ساز هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a well-made product

      کالای خوش‌ساخت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد made

      1. verb give certain properties to something
        Synonyms:
        got gotten
      1. adjective (of a bed) having the sheets and blankets set in order
        Synonyms:
        constructed created produced manufactured built fashioned shaped finished invented secure confident artificial contrived
        Antonyms:
        unmade
      1. verb to compose or represent:
        Synonyms:
        created caused produced constituted formed originated conceived
        Antonyms:
        destroyed ruined crushed razed
      1. verb head into a specified direction
        Synonyms:
        headed gone taken took borne
      1. verb achieve a point or goal
        Synonyms:
        have got done gone covered advanced proceeded gotten
        Antonyms:
        failed
      1. verb engage in
        Synonyms:
        do done executed
      1. verb institute, enact, or establish
        Synonyms:
        enacted established instituted constituted decreed legislated promulgated
        Antonyms:
        denied refused vetoed disallowed repealed refuted
      1. verb make by combining materials and parts
        Synonyms:
        created produced built fashioned formed manufactured constructed composed prepared generated fabricated established invented attained acquired achieved effected coined originated assembled shaped molded synthesized concocted comprised erected framed forged formulated appointed earned caused forced compelled necessitated obliged constrained required rendered secured pressed supposed coerced borne seduced accomplished marked scored
      1. verb prepare for eating by applying heat
        Synonyms:
        cooked prepared arranged fixed fitted adjusted readied primed
      1. verb earn on some commercial or business transaction; earn as salary or wages
        Synonyms:
        earned gained won realized secured gotten cleared
        Antonyms:
        lost
      1. verb charge with a function; charge to be
        Synonyms:
        named nominated conducted
      1. verb organize or be responsible for
        Synonyms:
        hold have gave given held appointed nominated designated selected named constituted tapped threw thrown
        Antonyms:
        renounced demoted
      1. verb create or design, often in a certain way
        Synonyms:
        done advanced tendered
        Antonyms:
        broken unmade
      1. verb proceed along a path
        Synonyms:
        worked obligated compelled obliged forced constrained pressured coerced defecated stooled
      1. verb give rise to; cause to happen or occur, not always intentionally
        Synonyms:
        caused started generated triggered brought induced initiated stimulated effected occasioned stirred gotten done secured
        Antonyms:
        stopped prevented halted discouraged dissuaded measured calculated
      1. verb reach a goal, e.g.,
        Synonyms:
        reached attained gained hit progressed
      1. verb to total
        Synonyms:
        equaled
      1. verb make, formulate, or derive in the mind
        Synonyms:
        draw drew
      1. verb eliminate urine
        Synonyms:
        urinated piddled

      Idioms

      have (got) it made

      موفقیت حتمی داشتن

      سوال‌های رایج made

      شکل سوم made چی میشه؟

      شکل سوم made در زبان انگلیسی made است.

      وجه وصفی حال made چی میشه؟

      وجه وصفی حال made در زبان انگلیسی making است.

      سوم‌شخص مفرد made چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد made در زبان انگلیسی makes است.

      ارجاع به لغت made

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «made» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/made

      لغات نزدیک made

      • - madding
      • - maddish
      • - made
      • - made-to-order
      • - made-up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.