شکل جمع:
unclesعمو، دایی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی مقدماتی
Her uncle is very kind and always helps the children.
دایی او بسیار مهربان است و همیشه به کودکان کمک میکند.
I spent the summer visiting my uncles and their families.
تابستان را با دیدار از عموها و خانوادههایشان گذراندم.
(انگلیسی هندی) عمو (مرد بزرگسال)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I asked Uncle John for advice about my studies.
از عمو جان دربارهی درسهایم مشورت گرفتم.
I met Uncle Reza at the market yesterday.
دیروز در بازار عمو رضا را دیدم.
تسلیم شدن، لنگ انداختن
شکل جمع uncle در زبان انگلیسی uncles است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «uncle» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/uncle