act, deed, action, work, practice, doing, manner, way, method, dealing, behavior, demeanor
act
deed
action
work
practice
doing
manner
way
method
dealing
behavior
demeanor
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک
good thoughts, good words, good deeds
وقتی پای تعهد به میان میآید، به قول معروف: دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
As they say, actions speak louder than words when it comes to commitment.
کردار او با گفتارش جور در نمیآمد. (تناقض داشت)
His deeds were not consistent with his words.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «کردار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کردار