آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۴

    فرض به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / farz /

    presumption, assumption, guess, supposition, presupposition, premise, imagination, suspicion, postulate, conjecture, surmise

    presumption

    assumption

    guess

    supposition

    presupposition

    premise

    imagination

    suspicion

    postulate

    conjecture

    surmise

    انگار، پنداشت

    فرض کنیم که نیاید.

    Let's guess he won't come.

    اثر هاله‌ای یک سوگیری شناختی است که در آن یک ویژگی مثبت منجر به فرض صفات مثبت دیگر می‌شود.

    The halo effect is a cognitive bias where one positive trait leads to the assumption of other positive traits.

    اسم
    فونتیک فارسی / farz /

    theory, hypothesis, thesis, posit, postulate

    theory

    hypothesis

    thesis

    posit

    postulate

    فرضیه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    این فرض علت پدیده را توضیح می‌دهد.

    The theory explains the cause of the phenomenon.

    آن‌ها فرض کردند که ورزش عملکرد شناختی را بهبود می‌بخشد.

    They accepted the thesis that exercise improves cognitive function.

    اسم
    فونتیک فارسی / farz /

    necessary, incumbent, imperative

    necessary

    incumbent

    imperative

    لازم، واجب

    درک قوانین یک فرض برای موفقیت در این بازی است.

    Understanding the rules is an imperative for success in this game.

    بستن کمربند ایمنی یک فرض برای امنیت است.

    Wearing a seatbelt is a necessary for safety.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد فرض

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    ضروری لازم مهم
    مترادف:
    انگاره انگار پنداشت پندار تصور خیال فکر گمان وهم
    مترادف:
    تخمین حدس
    مترادف:
    سنت واجب

    ارجاع به لغت فرض

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «فرض» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فرض

    لغات نزدیک فرض

    • - فرصت های از دست رفته
    • - فرصت هنرنمایی کردن
    • - فرض
    • - فرض را بر این قرار دادن
    • - فرض شده
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.