آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳ آذر ۱۴۰۴

    Dormancy

    ˈdɔːrmənsi ˈdɔːmənt

    معنی dormancy | جمله با dormancy

    noun uncountable

    رکود، کمون، نهفتگی، خفتگی، خواب

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The company's financial troubles forced it into a period of dormancy.

    مشکلات مالی شرکت باعث دوره‌ای رکود شد.

    The plant's dormancy during the winter allows it to conserve energy.

    خواب گیاه در طول زمستان به او امکان ذخیره‌ی انرژی می‌دهد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dormancy

    1. noun the condition of being temporarily inactive
      Synonyms:
      inactiveness suspension intermission latency sleeping underactivity quiescence abeyance quiescency abeyancy

    سوال‌های رایج dormancy

    معنی dormancy به فارسی چی می‌شه؟

    کلمهٔ dormancy در زبان فارسی به «رکود»، «خوابیدگی» یا «خفتگی» ترجمه می‌شود.

    این واژه به حالتی اشاره دارد که در آن فعالیت‌های زیستی یا فرآیندهای طبیعی در یک موجود زنده، مانند گیاهان، حیوانات یا حتی برخی میکروارگانیسم‌ها به طور موقت کاهش یافته یا متوقف می‌شود. حالت خوابیدگی معمولاً به عنوان یک مکانیسم سازگاری برای بقا در شرایط محیطی نامساعد یا کمبود منابع به کار می‌رود.

    از نظر زیست‌شناسی، dormancy وضعیتی است که در آن موجودات زنده، به ویژه گیاهان و حیوانات، متابولیسم خود را تا حد قابل توجهی کاهش می‌دهند تا انرژی کمتری مصرف کنند و بتوانند در شرایط سخت مانند سرما، خشکسالی یا کمبود غذا زنده بمانند. به عنوان مثال، بسیاری از گیاهان در فصل زمستان وارد خواب زمستانی می‌شوند و رشد آن‌ها به حالت تعلیق درمی‌آید تا با پایان فصل سرد و بازگشت شرایط مطلوب دوباره به فعالیت طبیعی خود بازگردند.

    حالت dormancy در حیوانات نیز بسیار دیده می‌شود؛ نمونه معروف آن خفتگی یا خواب زمستانی خرس‌ها است که در این دوره، فعالیت‌های بدنی و متابولیکی به شدت کاهش یافته و حیوانان با مصرف ذخایر چربی خود انرژی مورد نیاز را تأمین می‌کنند. این فرایند به آن‌ها اجازه می‌دهد که بدون نیاز به خوردن غذا در طول زمستان زنده بمانند.

    در کشاورزی و باغبانی، dormancy به دوره‌ای گفته می‌شود که بذرها یا ریشه‌ها در حالت استراحت هستند و رشد نمی‌کنند تا شرایط محیطی مناسب برای جوانه‌زنی و رشد فراهم شود. در این حوزه، آگاهی از دوره‌های خوابیدگی گیاهان اهمیت زیادی دارد تا بتوان زمان مناسب کاشت یا برداشت را تعیین کرد و بهره‌وری را افزایش داد.

    از نظر علمی و کاربردی، مطالعه dormancy به درک بهتر سازگاری‌های زیستی، کنترل رشد گیاهان و مدیریت منابع طبیعی کمک می‌کند. این مفهوم همچنین در صنایع دارویی، زیست‌فناوری و محیط زیست اهمیت دارد و می‌تواند به طراحی روش‌های جدید حفظ و نگهداری موجودات زنده کمک کند.

    dormancy حالتی حیاتی و استراتژیک در جهان طبیعی است که به موجودات زنده امکان بقا در شرایط نامساعد را می‌دهد و بخش مهمی از چرخه‌های زیستی و اکولوژیکی به شمار می‌رود. شناخت و درک این مفهوم به بهبود روش‌های علمی و کاربردی در حوزه‌های مختلف کمک می‌کند.

    ارجاع به لغت dormancy

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «dormancy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dormancy

    لغات نزدیک dormancy

    • - dorking
    • - dorm
    • - dormancy
    • - dormant
    • - dormer
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.