با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Latency

ˈleɪtənsi ˈleɪtnt
آخرین به‌روزرسانی:
  • noun
    رکود، نهفتگی
  • noun
    دوره عکس‌العمل، پنهانی، ناپیدایی، پوشیدگی، دوره کمون، مرحله پنهانی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد latency

  1. noun (computer science) the time it takes for a specific block of data on a data track to rotate around to the read/write head
    Synonyms: rotational latency
  2. noun The time that elapses between a stimulus and the response to it
    Synonyms: reaction-time, response time, latent period
  3. noun The condition of being temporarily inactive
    Synonyms: abeyance, abeyancy, dormancy, intermission, quiescence, suspension

ارجاع به لغت latency

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «latency» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/latency

لغات نزدیک latency

پیشنهاد بهبود معانی