آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ دی ۱۴۰۴

      Gay

      ɡeɪ ɡeɪ

      شکل جمع:

      gays

      صفت تفضیلی:

      gayer

      صفت عالی:

      gayest

      معنی gay | جمله با gay

      adjective B1

      هم‌جنس‌گرا

      Organizations work to protect the rights of people who are gay.

      سازمان‌ها برای حمایت از حقوق افراد هم‌جنس‌گرا فعالیت می‌کنند.

      He is gay.

      او هم‌جنس‌گرا است.

      adjective

      هم‌جنس‌گرا (مربوط به جامعه‌ی هم‌جنس‌گرا)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Gay rights have become an important topic in global human rights discussions.

      حقوق هم‌جنس‌گرایان به موضوع مهمی در مباحث جهانی حقوق بشر تبدیل شده است.

      He participates in events related to the gay community to raise awareness.

      او در رویدادهای وابسته به جامعه هم‌جنس‌گرایان شرکت می‌کند تا آگاهی‌رسانی کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a gay activist

      طرف‌دار حقوق مدنی هم‌جنس‌گرایان

      gay rights

      حقوق مدنی هم‌جنس‌گرایان

      adjective

      قدیمی شاد، خوش‌حال، شادمان، سرحال، خرم، سرزنده

      The children were gay and carefree.

      بچه‌ها شاد و خرم بودند.

      She looked gay and content after hearing the good news.

      پس‌از شنیدن خبر خوب، شادمان و راضی به نظر می‌رسید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      gay colors

      رنگ‌های شاد و درخشان

      a gay life

      زندگی پر معاشرت و خوش

      adjective

      قدیمی شاداب، جذاب، سرزنده

      The room was decorated in bright colors, giving it a gay and cheerful atmosphere.

      اتاق با رنگ‌های روشن تزئین شده بود و فضایی سرزنده ایجاد می‌کرد.

      The festival made the town gay and lively.

      جشنواره، شهر را شاداب و سرزنده کرد.

      adjective slang

      ناپسند چرند، بی‌معنی، پوچ، مزخرف، احمقانه، نامناسب

      He thinks that rule is gay and should be changed immediately.

      او فکر می‌کند آن قانون مزخرف است و باید فوراً تغییر کند.

      That idea is totally gay and won’t work at all.

      این ایده کاملاً چرند است و اصلاً جواب نمی‌دهد.

      noun countable

      هم‌جنس‌گرا (معمولاً مرد)

      Many gays participate in Pride events to raise awareness.

      بسیاری از مردان هم‌جنس‌گرا در رویدادهای ماه پراید شرکت می‌کنند تا آگاهی‌رسانی کنند.

      He came out as gay to his family last year.

      او پارسال به خانواده‌اش اعلام کرد که هم‌جنس‌گراست.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gay

      1. adjective happy
        Synonyms:
        cheerful merry glad jolly joyful lively sunny animated spirited gleeful lighthearted vivacious jovial playful blithe festive zippy chipper sprightly mirthful frolicsome jocund bouncy blithesome rollicking sportive chirpy animate fun-loving carefree insouciant alert hilarious gamesome keen sparkling wild confident brash forward self-assertive pushy pleasure-seeking devil-may-care frivolous convivial presuming
        Antonyms:
        sad unhappy depressed worried upset discouraged
      1. adjective colorful, vivid
        Synonyms:
        bright rich intense vivid flashy showy brilliant fresh gaudy flamboyant garish
        Antonyms:
        dull plain colorless uncolorful lifeless
      1. adjective homosexual
        Synonyms:
        lesbian homoerotic homophile sapphic
        Antonyms:
        heterosexual
      1. adjective lacking in moral restraint
        Synonyms:
        abandoned dissipated dissolute fast incontinent licentious profligate rakish unbridled unconstrained uncontrolled ungoverned uninhibited unrestrained wanton wild
      1. noun someone who practices homosexuality; having a sexual attraction to persons of the same sex
        Synonyms:
        homosexual homophile homo

      سوال‌های رایج gay

      شکل جمع gay چی میشه؟

      شکل جمع gay در زبان انگلیسی gays است.

      صفت تفضیلی gay چی میشه؟

      صفت تفضیلی gay در زبان انگلیسی gayer است.

      صفت عالی gay چی میشه؟

      صفت عالی gay در زبان انگلیسی gayest است.

      ارجاع به لغت gay

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gay» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gay

      لغات نزدیک gay

      • - gawsie
      • - gawsy
      • - gay
      • - gay blade
      • - gay-lussac
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.