آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۵ اسفند ۱۴۰۳

    Homosexual

    ˌhoʊmoʊˈsekʃuəl ˌhəʊməˈsekʃuəl / / ˌhɒmə-

    شکل جمع:

    homosexuals

    صفت تفضیلی:

    more homosexual

    صفت عالی:

    most homosexual

    توضیحات:

    همچنین می‌توان از homophile به‌ جای homosexual استفاده کرد.

    معنی homosexual | جمله با homosexual

    noun countable formal

    قدیمی هم‌جنس‌گرا، مایل به هم‌جنس خود، هم‌جنس‌باز، گی، دارای احساسات جنسی نسبت به جنس موافق (مرد بامرد و یا زن با زن دفع شهوت نماید)

    There are many misconceptions about homosexuals in society.

    باورهای غلط زیادی در مورد هم‌جنس‌گرایان در جامعه وجود دارد.

    Some homosexuals still face discrimination and prejudice.

    برخی از هم‌جنس‌گرایان هنوز با تبعیض و تعصب روبه‌رو هستند.

    adjective

    هم‌جنس‌گرا، هم‌جنس‌باز، گی (مرد بامرد و یا زن با زن دفع شهوت نماید)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The research focused on the experiences of homosexual individuals in the workplace.

    تحقیقات بر تجربیات افراد هم‌جنس‌گرا در محیط کار متمرکز بود.

    She is proud to be part of the homosexual community.

    او افتخار می‌کند که بخشی از جامعه‌ی هم‌جنس‌گرایان است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Many homosexual couples are now choosing to raise families.

    بسیاری از زوج‌های گی اکنون تصمیم به تشکیل خانواده می‌گیرند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد homosexual

    1. adjective sexually attracted to the same sex
      Synonyms:
      gay lesbian homoerotic homophile
    1. adjective of, relating to, or having a sexual orientation to members of one's own sex
      Synonyms:
      gay homophile lesbian monoclinous gynandrous hermaphroditic homoerotic sapphic androgynous epicene effeminate limp-wristed queer
      Antonyms:
      heterosexual bisexual
    1. noun someone who practices homosexuality; having a sexual attraction to persons of the same sex
      Synonyms:
      gay homo lesbian gynandroid androgyne hermaphrodite transvestite homophile queen butch

    لغات هم‌خانواده homosexual

    noun
    sex, sexism, sexist, sexuality, sexiness, bisexual, bisexuality, homosexual, homosexuality
    adjective
    sexist, sexual, bisexual, homosexual, sexy, sexless
    verb - transitive
    sex
    adverb
    sexually, sexily

    سوال‌های رایج homosexual

    شکل جمع homosexual چی میشه؟

    شکل جمع homosexual در زبان انگلیسی homosexuals است.

    صفت تفضیلی homosexual چی میشه؟

    صفت تفضیلی homosexual در زبان انگلیسی more homosexual است.

    صفت عالی homosexual چی میشه؟

    صفت عالی homosexual در زبان انگلیسی most homosexual است.

    ارجاع به لغت homosexual

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «homosexual» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/homosexual

    لغات نزدیک homosexual

    • - homoplasy
    • - homopteran
    • - homosexual
    • - homosexuality
    • - homosphere
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.