گذشتهی ساده:
queeredشکل سوم:
queeredسومشخص مفرد:
queersوجه وصفی حال:
queeringشکل جمع:
queersصفت تفضیلی:
queererصفت عالی:
queerestناپسند همجنسگرا
He came out as queer to his family last year.
او پارسال به خانوادهاش گفت که همجنسگراست.
They are a queer couple who have been together for five years.
آنها یک زوج همجنسگرا هستند که پنج سال است با هم زندگی میکنند.
قدیمی غیرعادی، عجیبوغریب، نامعمول
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She has a queer foreign accent.
او لهجهای عجیبوغریب خارجی دارد.
His behavior was queer.
رفتار او غیرعادی بود.
The food had a queer taste.
خوراک مزهی نامعمولی داشت.
تغییر دادن، دگرگون ساختن (بدون توجه به جنسیت یا دیدگاههای سنتی)
The director queered the classic play, casting actors regardless of gender.
کارگردان نمایش کلاسیک را دگرگون کرد و بازیگران را بدون توجه به جنسیت انتخاب کرد.
The playwright queered the old romance, giving the lovers new identities.
نمایشنامهنویس داستان عاشقانهی قدیمی را تغییر داد و به عاشقان هویتی نو داد.
ناپسند نانباینری، غیردوگانه، نادوگانه، ژندرکوئیر (افرادی که هویت جنسیتی خود را منحصراً مرد یا زن نمیدانند)
As a queer person, Lee doesn't identify strictly as male or female.
لی بهعنوان یک ژندرکوئیر، خود را صرفاً مرد یا زن نمیداند.
My sibling is queer and recently changed their name.
برادرم نانباینری است و اخیراً نام خود را تغییر داده است.
ناپسند تراجنسیتی، ترنس (افرادی که هویت جنسیتی آنها با جنسیت انتسابی هنگام تولدشان متفاوت است)
Alex came out as queer and transgender last year.
الکس سال گذشته اعلام کرد که ترنس است.
They were proud to be queer and started their hormone therapy.
آنها به اینکه ترنس هستند افتخار میکردند و درمان هورمونی خود را آغاز کردند.
انگلیسی بریتانیایی قدیمی مشکوک، شکبرانگیز، سؤالبرانگیز، دودلکننده، پرسشانگیز
Queer noises could be heard from the bedroom.
از اتاقخواب صداهای مشکوکی شنیده میشد.
queer goings-on
رویدادهای سؤالبرانگیز
انگلیسی بریتانیایی قدیمی بیمار، ناخوش، مریض، کسل
She woke up feeling a bit queer.
او از خواب بیدار شد و احساس ناخوشی خفیفی میکرد.
The child looked queer and refused to play.
کودک بیمار به نظر میرسید و از بازی کردن امتناع کرد.
He grew queer during the journey.
در طول سفر مریض شد.
غیراصل، جعلی، ساختگی
queer money
پول جعلی
The jeweler said the gems were queer and probably imitations.
جواهرفروش گفت جواهرات غیراصل هستند و احتمالاً بدلاند.
خل، دیوانه، وسواسی
She is queer about gambling.
او دیوانهی قمار است.
He is queer on the subject of religion.
نسبت به موضوع مذهب وسواسی است.
to go queer in the head
خلوضع شدن
مختل کردن، به هم زدن، به مخاطره انداختن، از چشم انداختن
Rain queered our plans.
باران نقشههای ما را به هم زد.
He may have queered his own promotion.
ممکن است که ترفیع خود را به مخاطره انداخته باشد.
She queered herself with her colleagues by coming late every day.
هر روز دیر میآمد و خود را از چشم همکارانش انداخت.
Such deeds queer our profession.
این چنین کارها وجههی حرفهی ما را خراب میکند.
(انگلیس - عامیانه) گرفتاری مالی داشتن
(امریکا - عامیانه) دیوانهی چیزی یا کاری بودن
(عامیانه) نقشهی کسی را بههمزدن، کار کسی را خراب کردن
آدم عجیب و غریب، آدم ناتو
شکل جمع queer در زبان انگلیسی queers است.
صفت تفضیلی queer در زبان انگلیسی queerer است.
صفت عالی queer در زبان انگلیسی queerest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «queer» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/queer