آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ تیر ۱۴۰۵

      Queer

      kwɪr kwɪə

      گذشته‌ی ساده:

      queered

      شکل سوم:

      queered

      سوم‌شخص مفرد:

      queers

      وجه وصفی حال:

      queering

      شکل جمع:

      queers

      صفت تفضیلی:

      queerer

      صفت عالی:

      queerest

      معنی queer | جمله با queer

      adjective noun countable

      ناپسند هم‌جنس‌گرا

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      He came out as queer to his family last year.

      او پارسال به خانواده‌اش گفت که هم‌جنس‌گراست.

      They are a queer couple who have been together for five years.

      آن‌ها یک زوج هم‌جنس‌گرا هستند که پنج سال است با هم زندگی می‌کنند.

      adjective

      قدیمی غیرعادی، عجیب‌وغریب، نامعمول

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      She has a queer foreign accent.

      او لهجه‌ای عجیب‌و‌غریب خارجی دارد.

      His behavior was queer.

      رفتار او غیرعادی بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The food had a queer taste.

      خوراک مزه‌ی نامعمولی داشت.

      verb - transitive

      تغییر دادن، دگرگون ساختن (بدون توجه به جنسیت یا دیدگاه‌های سنتی)

      The director queered the classic play, casting actors regardless of gender.

      کارگردان نمایش کلاسیک را دگرگون کرد و بازیگران را بدون توجه به جنسیت انتخاب کرد.

      The playwright queered the old romance, giving the lovers new identities.

      نمایشنامه‌نویس داستان عاشقانه‌ی قدیمی را تغییر داد و به عاشقان هویتی نو داد.

      adjective noun countable

      ناپسند نان‌باینری، غیردوگانه، نادوگانه، ژندرکوئیر (افرادی که هویت جنسیتی خود را منحصراً مرد یا زن نمی‌دانند)

      As a queer person, Lee doesn't identify strictly as male or female.

      لی به‌عنوان یک ژندرکوئیر، خود را صرفاً مرد یا زن نمی‌داند.

      My sibling is queer and recently changed their name.

      برادرم نان‌باینری است و اخیراً نام خود را تغییر داده است.

      adjective noun countable

      ناپسند تراجنسیتی، ترنس (افرادی که هویت جنسیتی آن‌ها با جنسیت انتسابی هنگام تولدشان متفاوت است)

      Alex came out as queer and transgender last year.

      الکس سال گذشته اعلام کرد که ترنس است.

      They were proud to be queer and started their hormone therapy.

      آن‌ها به اینکه ترنس هستند افتخار می‌کردند و درمان هورمونی خود را آغاز کردند.

      adjective

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی مشکوک، شک‌برانگیز، سؤال‌برانگیز، دودل‌کننده، پرسش‌انگیز

      Queer noises could be heard from the bedroom.

      از اتاق‌خواب صداهای مشکوکی شنیده می‌شد.

      queer goings-on

      رویدادهای سؤال‌برانگیز

      adjective

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی بیمار، ناخوش، مریض، کسل

      She woke up feeling a bit queer.

      او از خواب بیدار شد و احساس ناخوشی خفیفی می‌کرد.

      The child looked queer and refused to play.

      کودک بیمار به نظر می‌رسید و از بازی کردن امتناع کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He grew queer during the journey.

      در طول سفر مریض شد.

      adjective

      غیراصل، جعلی، ساختگی

      queer money

      پول جعلی

      The jeweler said the gems were queer and probably imitations.

      جواهرفروش گفت جواهرات غیراصل هستند و احتمالاً بدل‌اند.

      adjective

      خل، دیوانه، وسواسی

      She is queer about gambling.

      او دیوانه‌ی قمار است.

      He is queer on the subject of religion.

      نسبت به موضوع مذهب وسواسی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to go queer in the head

      خل‌وضع شدن

      verb - transitive

      مختل کردن، به‌ هم زدن، به مخاطره انداختن، از چشم انداختن

      Rain queered our plans.

      باران نقشه‌های ما را به هم زد.

      He may have queered his own promotion.

      ممکن است که ترفیع خود را به مخاطره انداخته باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She queered herself with her colleagues by coming late every day.

      هر روز دیر می‌آمد و خود را از چشم همکارانش انداخت.

      Such deeds queer our profession.

      این چنین کارها وجهه‌ی حرفه‌ی ما را خراب می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد queer

      1. adjective odd; abnormal
        Synonyms:
        strange unusual peculiar funny curious odd extraordinary remarkable bizarre atypical eccentric anomalous irregular uncommon unconventional questionable doubtful suspicious fishy shady mysterious erratic idiosyncratic weird wacky kooky mad crazy unnatural eerie unorthodox outlandish droll singular quaint freaky uncanny flaky touched unbalanced demented disquieting kinky off the wall outré puzzling irrational oddball fly ball unhinged
        Antonyms:
        normal typical usual regular
      1. adjective not feeling well
        Synonyms:
        ill sick uneasy dizzy lightheaded queasy faint giddy green reeling pukish qualmish qualmy squeamish
        Antonyms:
        healthy well

      Idioms

      be in queer street

      (انگلیس - عامیانه) گرفتاری مالی داشتن

      be queer for

      (امریکا - عامیانه) دیوانه‌ی چیزی یا کاری بودن

      queer one's pitch

      (عامیانه) نقشه‌ی کسی را به‌هم‌زدن، کار کسی را خراب کردن

      (a) queer (or odd) fish

      آدم عجیب و غریب، آدم ناتو

      سوال‌های رایج queer

      شکل جمع queer چی میشه؟

      شکل جمع queer در زبان انگلیسی queers است.

      صفت تفضیلی queer چی میشه؟

      صفت تفضیلی queer در زبان انگلیسی queerer است.

      صفت عالی queer چی میشه؟

      صفت عالی queer در زبان انگلیسی queerest است.

      ارجاع به لغت queer

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «queer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/queer

      لغات نزدیک queer

      • - queens
      • - queensland
      • - queer
      • - queer one's pitch
      • - queerish
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      spirituality pop off latte drone emo opener cityscape hone exceptional analogy colloquial wildlife whirlwind whirlwind visit where there's a will, there's a way پنج‌ضلعی قهوه‌خانه مکعب زرگری دستگاه گوارش دستگیره‌ی در دلال مظلمه دوربینی دیوانه راسو راسته‌ی گوساله شکرگزاری سازگار سراغ جلب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.