آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

    Unhinged

    ʌnˈhɪndʒd ʌnˈhɪndʒd

    معنی unhinged | جمله با unhinged

    adjective

    نامتعادل، افسارگسیخته، دچار اختلال روانی، (عامیانه) خل

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    The stress of this job has unhinged many workers.

    استرس این شغل، بسیاری از کارگران را دچار اختلال روانی کرده است..

    The others know that you are unhinged.

    بقیه می‌دانند که تو خل هستی.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unhinged

    1. adjective demented
      Synonyms:
      crazy mad insane maniac deranged crazed lunatic mental disturbed unbalanced bananas bonkers batty loopy berserk manic confused touched out of one’s mind out to lunch
      Antonyms:
      sane stable

    سوال‌های رایج unhinged

    معنی unhinged به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی unhinged در زبان فارسی به «آشفته»، «دیوانه‌وار» یا «از تعادل خارج‌شده» ترجمه می‌شود.

    این واژه معمولاً برای توصیف وضعیت ذهنی یا رفتاری فردی به کار می‌رود که به نظر می‌رسد کنترل خود را از دست داده و عقلانیت یا آرامش روانی او دچار اختلال شده است. بار معنایی این کلمه اغلب منفی است و به نوعی بی‌ثباتی روانی، هیجان‌زدگی شدید یا رفتار غیرقابل پیش‌بینی اشاره دارد.

    از منظر روانشناختی، unhinged می‌تواند حالتی از فروپاشی عاطفی یا روانی را توصیف کند. فردی که در این وضعیت قرار دارد ممکن است دچار خشم‌های ناگهانی، رفتارهای غیرمنطقی یا واکنش‌های افراطی شود. اگرچه این واژه در گفتار عمومی به شکل استعاری به کار می‌رود، در متون علمی‌تر چنین وضعیتی با اصطلاحات دقیق‌تری مانند «اختلال روانی» یا «بحران عاطفی» بیان می‌شود.

    در ادبیات و رسانه، شخصیت‌هایی که unhinged توصیف می‌شوند معمولاً کسانی هستند که رفتارهای غیرمعمول، خطرناک یا به شدت غیرقابل پیش‌بینی از خود نشان می‌دهند. استفاده از این واژه در داستان‌سرایی باعث برجسته‌سازی کشمکش‌های درونی و افزایش جذابیت و هیجان در روایت می‌شود. شخصیت‌های آشفته و دیوانه‌وار غالباً نماد بی‌ثباتی یا شکستن هنجارهای اجتماعی معرفی می‌شوند.

    در کاربرد روزمره، این واژه می‌تواند در موقعیت‌های غیررسمی برای توصیف رفتارهای اغراق‌آمیز یا عجیب نیز استفاده شود. مثلاً وقتی کسی در یک موقعیت ساده واکنش بیش‌ازحد هیجانی نشان می‌دهد یا رفتاری غیرمعقول دارد، ممکن است او را به شوخی یا انتقاد «unhinged» خطاب کنند. این کاربرد بار طنزآمیز یا انتقادی دارد، اما همچنان به بی‌ثباتی یا غیرعادی بودن اشاره می‌کند.

    unhinged واژه‌ای است که مفهومی میان واقعیت روانشناختی و کاربرد استعاری دارد. از یک سو به وضعیت‌های جدی و نگران‌کننده‌ی روانی اشاره می‌کند و از سوی دیگر در زندگی روزمره و هنر برای بیان آشفتگی، غیرمنطقی بودن یا دیوانه‌وار بودن یک رفتار به کار می‌رود. این انعطاف در معنا باعث شده است که واژه جایگاهی مهم در زبان توصیفی و ادبی داشته باشد.

    ارجاع به لغت unhinged

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «unhinged» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unhinged

    لغات نزدیک unhinged

    • - unhelm
    • - unhinge
    • - unhinged
    • - unhistoric
    • - unhitch
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.