Crazed

kreɪzd kreɪzd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more crazed
  • صفت عالی:

    most crazed

معنی

adjective
دیوانه ،مودار

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد crazed

  1. adjective insane
    Synonyms:
    mad crazy maniac mental insane lunatic deranged demented manic out of one’s mind frenzied hysterical berserk raving psychopathic certifiable
    Antonyms:
    sane

ارجاع به لغت crazed

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «crazed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/crazed

لغات نزدیک crazed

پیشنهاد بهبود معانی