ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Crayon

-ɑːn / / -ən -ɑːn / / -ən ˈkreɪən / / -ɒn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    crayons

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • noun countable
    مداد شمعی
  • verb - transitive
    با مداد شمعی کشیدن، با مداد شمعی نقاشی کشیدن
    • - My grandson, Brian, had crayoned his name on my birthday card.
    • - نوه‌ام، برایان، نام خود را با مداد شمعی روی کارت تولدم نوشته بود.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد crayon

  1. noun chalk
    Synonyms: pastel, colored wax, Crayola (trademark)

ارجاع به لغت crayon

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «crayon» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/crayon

لغات نزدیک crayon

پیشنهاد بهبود معانی