آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مهر ۱۴۰۴

      Deranged

      dɪˈreɪndʒd dɪˈreɪndʒd

      سوم‌شخص مفرد:

      deranges

      وجه وصفی حال:

      deranging

      معنی deranged

      adjective

      سلامت روان آشفته، دیوانه، درهم‌برهم، مختل

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد deranged

      1. adjective crazy, insane
        Synonyms:
        mad crazy insane nuts bananas crazed demented irrational maniac lunatic frantic frenzied distracted unbalanced disordered disconcerted unhinged unsound berserk cracked dotty loco maniacal perplexed unsettled ape baked delirious disarranged displaced flipped flipped out fried schizzo unglued unzipped whacko
        Antonyms:
        sane calm balanced ok

      سوال‌های رایج deranged

      معنی deranged به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی deranged در زبان فارسی به «دیوانه»، «آشفته» یا «از حالت طبیعی خارج‌شده» ترجمه می‌شود.

      این واژه صفت (adjective) است و برای توصیف فرد، ذهن، رفتار یا شرایطی به کار می‌رود که نظم، تعادل یا سلامت روانی خود را از دست داده است. Deranged در زبان رسمی، ادبی و گاهی روزمره برای نشان دادن شدت اختلال یا آشفتگی استفاده می‌شود.

      از منظر روان‌شناسی، deranged اشاره به فردی دارد که دچار اختلال شدید روانی یا ناپایداری ذهنی شده است. برای مثال، جمله‌ی The deranged man wandered through the streets به این معناست که «مرد دیوانه در خیابان‌ها پرسه می‌زد». این کاربرد نشان‌دهنده‌ی فقدان کنترل یا تعادل در رفتار فرد است و اغلب با هشدار یا نگرانی همراه است.

      در متون ادبی و داستانی، deranged برای خلق شخصیت‌های ترسناک، پیچیده یا غیرقابل پیش‌بینی به کار می‌رود. نویسندگان از آن برای برجسته کردن آشفتگی ذهنی، خشونت بالقوه یا رفتار غیرعادی استفاده می‌کنند. این واژه به خواننده کمک می‌کند تا شدت و غیرعادی بودن وضعیت شخصیت یا موقعیت را درک کند و حس تعلیق و نگرانی ایجاد شود.

      در متون پزشکی یا علمی، deranged می‌تواند به شرایط غیرطبیعی فیزیولوژیک یا بیوشیمیایی نیز اشاره داشته باشد. برای مثال، deranged liver function به معنای «عملکرد غیرطبیعی کبد» است. در این کاربرد، واژه نشان‌دهنده‌ی اختلال در عملکرد طبیعی بدن یا اندام‌ها است و جنبه‌ی فنی و تخصصی دارد.

      به‌طور استعاری، deranged می‌تواند به هر وضعیت یا سیستمی اشاره داشته باشد که از نظم، تعادل یا عملکرد صحیح خارج شده است. برای نمونه، The plans were deranged by unforeseen circumstances یعنی «برنامه‌ها به‌خاطر شرایط پیش‌بینی‌نشده مختل شدند». این کاربرد استعاری نشان می‌دهد که deranged علاوه بر اشاره به ذهن یا سلامت، توانایی توصیف آشفتگی، بی‌نظمی و اختلال در زمینه‌های مختلف را دارد.

      وجه وصفی حال deranged چی میشه؟

      وجه وصفی حال deranged در زبان انگلیسی deranging است.

      سوم‌شخص مفرد deranged چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد deranged در زبان انگلیسی deranges است.

      ارجاع به لغت deranged

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «deranged» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/deranged

      لغات نزدیک deranged

      • - derailment
      • - derange
      • - deranged
      • - derangement
      • - derby
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.